
رابرت پیکتون: قصاب مزرعه وحشت و اسرار شوم ۴۹ قربانی
در دنیای جنایتکاران سریالی، کمتر پروندهای به وسعت و هولناکی رابرت پیکتون: قصاب مزرعه وحشت و اسرار شوم ۴۹ قربانی آن وجود دارد. مردی آرام و معمولی که پشت ظاهر یک پرورش دهنده خوک در حومه ونکوور کانادا، یکی از مخوفترین کشتارهای تاریخ کانادا را مرتکب شد. قربانیان او که اغلب از زنان آسیبپذیر و کارگران جنسی بودند، به مزرعه او کشانده شده و پس از تجاوز و قتل، اجسادشان به روشهای وحشتناکی معدوم میشد. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این پرونده میپردازد؛ از کودکی غیرعادی پیکتون تا جنایات سیستماتیک، محاکمه تاریخی و سرانجام مرگ مرموز او در زندان در سال ۲۰۲۴ میلادی.
آنچه در این مقاله میخوانید
از کودکی تا جنایت؛ ریشههای یک قاتل سریالی
رابرت پیکتون در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۹ در یک خانواده کشاورز در شرق ونکوور به دنیا آمد. دوران کودکی او مملو از نشانههایی بود که شاید مسیر آینده شوم او را پیشبینی میکرد. او و برادرش دیوید در مزرعه پرورش خوک خانوادگی بزرگ شدند، جایی که مادرشان، زنی سختگیر و بیتوجه به بهداشت، نگهداری از حیوانات را بر تربیت فرزندان ترجیح میداد.
کودکی پیکتون با محرومیت و تحقیر همراه بود. او و برادرش اغلب با لباسهای کثیف و آغشته به بوی کود به مدرسه میرفتند، تا جایی که همکلاسیهایشان به آنها لقب «خوک بدبو» داده بودند. یک اتفاق خاص در ۱۲ سالگی، عمیقاً در ذهن او تأثیر گذاشت: رابرت گوسالهای را به عنوان حیوان خانگی پرورش داده بود، اما یک روز پس از بازگشت از مدرسه، لاشه ذبحشده آن را در طویله پیدا کرد. این تروما در کودکی، شاید اولین گام در مسیر بیارزش شدن زندگی در ذهن او بود.
پیکتون در سال ۱۹۶۳ مدرسه را ترک کرد و به عنوان قصاب مشغول به کار شد. تقریباً هفت سال در این حرفه باقی ماند و سپس به طور تماموقت در مزرعه خانوادگی مشغول به کار شد. پس از مرگ والدینش در سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹، خواهر و برادران مزرعه را به ارث بردند. رابرت با فروش بخشهایی از زمین به توسعهدهندگان املاک، ثروتمند شد. این ثروت به او امکان برگزاری مهمانیهای مکرر در مزرعه را میداد؛ همان محلی که بعدها به «مزرعه مرگ» معروف شد.
رابرت پیکتون: قصاب مزرعه وحشت و اسرار شوم ۴۹ قربانی
ناپدید شدن زنان در منطقه فقیرنشین شرق ونکوور از دهه ۱۹۹۰ آغاز شد. اکثر این زنان از گروههای به حاشیه رانده شده جامعه بودند: زنان بومی، افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد و کارگران جنسی. با تداوم ناپدید شدنها، گمانهزنیها درباره فعالیت یک قاتل زنجیرهای قوت گرفت، اما پلیس در ابتدا چندان جدی به موضوع نگاه نمیکرد. پلیس ونکوور به دلیل جدی نگرفتن ناپدید شدن زنان مورد انتقاد شدید قرار گرفت، زیرا بسیاری از قربانیان پیکتون معتاد به مواد مخدر یا افراد بومی بودند. این بیتوجهی فرصت داد تا رابرت پیکتون: قصاب مزرعه وحشت جنایات خود را برای سالها ادامه دهد و تعداد قربانیان را به ۴۹ نفر برساند.

شکار قربانیان؛ شیوه عمل پیکتون
پیکتون قربانیان خود را با وعده پول یا مواد مخدر به مزرعهاش میکشاند. مزرعه او مکانی ترسناک توصیف شده که یک گراز وحشی در آن گشتزنی میکرد و خود پیکتون مردی «ساکت و کم حرف» بود. وقتی زنان وارد مزرعه میشدند، سرنوشتی هولناک در انتظار آنها بود. پیکتون پس از آزار و اذیت وحشیانه و تجاوز، آنها را به قتل میرساند. روشهای قتل شامل خفه کردن و تزریق ماده ضدیخ به عنوان مخدر بود.
کشف جنایات؛ از شکایت تا حفاری گسترده
اگرچه پیکتون از سال ۱۹۹۷ با قانون درگیر بود و حتی به اتهام اقدام به قتل یک زن خیابانی دستگیر شده بود، اما به دلیل بیثباتی شاکی و اعتیاد او، اتهامات معلق ماند. سرانجام در سال ۲۰۰۲، با گزارشهایی مبنی بر نگهداری سلاح گرم غیرمجاز در مزرعه، پلیس مجوز بازرسی مزرعه را دریافت کرد. در جریان همین بازرسی ها، دو فریزر مملو از بستههای گوشت پیدا شد. اگرچه پیکتون ادعا میکرد این بستهها حاوی گوشت خوک هستند، اما آزمایشها نشان دادند برخی از آنها حاوی گوشت انسان هستند. این کشف هولناک سرآغاز یکی از گستردهترین عملیات پزشکی قضایی تاریخ کانادا شد.

جالب است بدانید عملیات حفاری در مزرعه پیکتون بیش از ۷۰ میلیون دلار هزینه داشت و در جریان آن، بقایای اجساد قربانیان زیادی از دل زمین بیرون کشیده شد. پیکتون گوشتهای آلوده را با گوشت خوک ترکیب کرده و بخشی از آن را به دوستان و همسایگان میفروخت یا به خوکهای مزرعه میخوراند. آزمایشهای DNA توانست هویت ۲۶ قربانی را تأیید کند، اگرچه پلیس معتقد بود پیکتون حداقل ۴۹ زن را به قتل رسانده است.
محاکمه و حکم تاریخی؛ پایان قصاب مزرعه وحشت
محاکمه رابرت پیکتون در ۳۰ ژانویه ۲۰۰۶ آغاز شد. به دلایل پیچیدگی پرونده و جلوگیری از فشار بیش از حد به هیئت منصفه، اتهامات به دو گروه تقسیم شد. در نهایت، پیکتون در دسامبر ۲۰۰۷ در شش فقره قتل درجه دو گناهکار شناخته شد و به حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط به مدت ۲۵ سال محکوم شد.
این حکم، طولانیترین مجازات در تاریخ جنایی کانادا محسوب میشد. جالب توجه اینکه پیکتون در زندان به یک مأمور مخفی پلیس که نقش همبند او را بازی میکرد، اعتراف کرده بود که ۴۹ زن را به قتل رسانده و آرزو داشته قربانی پنجاهم خود را نیز بکشد.
مرگ در زندان؛ پایان خونین یک قاتل خون آشام

رابرت پیکتون در ۱۹ مه ۲۰۲۴، در حالی که ۷۴ سال داشت در زندان فوق امنیتی پورت-کارتیه در کبک هدف حمله یک زندانی دیگر قرار گرفت. مهاجم با ضربات متعدد به پیکتون حمله کرد. پیکتون پس از ۱۲ روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه، در ۳۱ مه ۲۰۲۴ جان خود را از دست داد. این واقعه در حالی رخ داد که اخباری درباره امکان درخواست آزادی مشروط او در سال ۲۰۲۷ منتشر شده بود؛ اخباری که خشم گسترده خانوادههای قربانیان را برانگیخته بود. سینتیا کاردینال، که خواهرش توسط پیکتون به قتل رسیده بود، در واکنش به خبر حمله به پیکتون گفت: «غرق شادی شدم. همان بلایی که او خود بر سر قربانیانش آورده بود بر سرش آمد.»
پیامدهای اجتماعی و قضایی پرونده پیکتون
پرونده رابرت پیکتون: قصاب مزرعه وحشت تأثیرات گستردهای در سیستم قضایی و اجتماعی کانادا داشت. این پرونده باعث شد پلیس ونکوور به دلیل بیتوجهی به ناپدید شدن زنان آسیبپذیر مورد انتقاد شدید قرار گیرد. بسیاری معتقد بودند اگر قربانیان از طبقات مرفهتر جامعه بودند، پلیس سریعتر و جدیتر به پرونده رسیدگی میکرد. از سوی دیگر، این پرونده بحثهای گستردهای درباره امنیت زنان به حاشیه راندهشده و ضرورت حمایت از این گروههای آسیبپذیر به راه انداخت و بحثهای داغی درباره مجازات مناسب برای جنایتکاران سریالی برانگیخت.
سخن پایانی؛ درسی برای تاریخ
پرونده رابرت پیکتون قصابی که روزهای سیاهی را در تاریخ کانادا ثبت کرد، تنها یک داستان جنایی نیست؛ بلکه نمادی از نابرابری اجتماعی، بیتوجهی به گروههای آسیبپذیر و اهمیت پیگیری بیامان عدالت است. قربانیان پیکتون نه تنها قربانی خشونت یک فرد شدند، بلکه قربانی بیتوجهی سیستماتیک جامعه به حاشیهراندهشدگان نیز بودند.
آیا شما فکر میکنید مجازات قصابی که گوشت قربانیانش را به مردم فروخت، تنها حبس ابد بود؟
در بخش نظرات برای ما بنویسید که آیا مرگ پیکتون در زندان، پایان عادلانهای برای این پرونده بوده است؟





دیدگاه کاربران
اولین دیدگاه را شما ثبت کنید.