
شاید هیچ نقطهای در کره زمین به اندازه کره شمالی (North Korea) برای افکار عمومی جهان، ترسناک و همزمان کنجکاویبرانگیز نباشد. وقتی نام این کشور به میان میآید، تصویری از رژههای نظامی بزرگ، آزمایشهای هستهای و رهبری با ظاهری خاص در ذهن تداعی میشود. اما در پشت دیوارهای آهنین این کشور چه میگذرد؟ آیا مردم واقعاً شاد هستند یا در یک زندان بزرگ زندگی میکنند؟
کره شمالی، با نام رسمی «جمهوری دموکراتیک خلق کره»، کشوری در شرق آسیاست که تحت حاکمیت تکحزبی و ایدئولوژی «جوچه» (Juche) به رهبری خاندان کیم اداره میشود. این کشور ایزولهترین کشور جهان است که اینترنت جهانی در آن وجود ندارد، سفر به خارج برای مردم ممنوع است و تمامی ابعاد زندگی شهروندان از مدل مو تا نحوه لباس پوشیدن توسط حکومت کنترل میشود. آنچه در اخبار میبینید تنها ویترینی است که پیونگیانگ میخواهد دنیا ببیند؛ اما حقیقت، بسیار پیچیدهتر و گاهی تاریکتر است.
در این مقاله تخصصی از رازگشا، قصد داریم پرده از اسرار این سرزمین برداریم. از قوانین کره شمالی برای زنان گرفته تا شایعات مربوط به کیم جونگ اون و خانوادهاش، همه چیز با دقیقترین جزئیات.
کره شمالی در یک نگاه
برای درک بهتر ساختار این کشور، ابتدا نگاهی به آمار و ارقام رسمی و تایید شده میاندازیم:
| عنوان | اطلاعات |
| نام رسمی | جمهوری دموکراتیک خلق کره (DPRK) |
| پایتخت | پیونگیانگ (Pyongyang) |
| رهبر فعلی | کیم جونگ اون (از سال ۲۰۱۱) |
| بنیانگذار | کیم ایل سونگ (پدربزرگ رهبر فعلی) |
| مساحت کره شمالی | ۱۲۰,۵۴۰ کیلومتر مربع |
| جمعیت کره شمالی | حدود ۲۶ میلیون نفر (تخمینی) |
| زبان رسمی | کرهای (با لهجه متفاوت از کره جنوبی) |
| واحد پول | وون کره شمالی |
| همسایگان | چین (شمال)، روسیه (شمال شرقی)، کره جنوبی (جنوب) |
خاندان کیم: خدایان زمینی
برای شناخت کره شمالی، باید «خاندان کیم» را بشناسید. در این کشور، رهبران فقط سیاستمدار نیستند؛ آنها جایگاهی شبهمذهبی دارند. کیم جونگ اون، سومین نسل از این خانواده است که پس از پدرش کیم جونگ ایل و پدربزرگش کیم ایل سونگ به قدرت رسید.
سه نسل خدایان زمینی

۱. کیم ایل سونگ (خورشید جاویدان): بنیانگذار کره شمالی که هنوز هم به عنوان «رئیسجمهور ابدی» شناخته میشود. او پدربزرگ رهبر فعلی است.
۲. کیم جونگ ایل (رهبر عزیز): پدر کیم جونگ اون که فضای نظامی و امنیتی کشور را به شدت گسترش داد.
۳. کیم جونگ اون (مارشال): رهبر فعلی که با رویکردی متفاوت و خشنتر، قدرت را در دست گرفت.
رازهای شخصی رهبر: کیم جونگ اون کیست؟
شخصیت کیم جونگ اون معجونی از ابهام و شایعه است. برخلاف رهبران جهان که زندگی شفافی دارند، او در سایه زندگی میکند.
- سن واقعی: هیچ سند رسمی تولد او منتشر نشده، اما تحلیلگران معتقدند او متولد ۱۹۸۲ یا ۱۹۸۳ است. بنابراین سن کیم جونگ اون در حال حاضر حدود ۴۲ یا ۴۳ سال تخمین زده میشود.
- قد و ظاهر: موضوع کیم جونگ اون قد همواره سوژه رسانههاست. او حدود ۱۷۰ سانتیمتر قد دارد اما همیشه با کفشهای پاشنهمخفی و مدل موی خاص (تراشیده از بغل و بلند در بالا) ظاهر میشود تا ابهت بیشتری داشته باشد.
- جانشین احتمالی: اخیراً حضور دختر کیم جونگ اون (کیم جو آئه) در رژههای نظامی و آزمایشهای موشکی، گمانهزنیها را درباره ولیعهد بودن او تقویت کرده است.
نکته تحلیلی: اگر در اینترنت عبارت کیم جونگ اون اینستا را جستجو کنید، به صفحات جعلی یا فنپیجهای طنز میرسید. رهبر کره شمالی هیچ حساب کاربری شخصی در شبکههای اجتماعی ندارد و حضور دیجیتال او صفر است.
قوانین عجیب کره شمالی و محدودیتها
وقتی صحبت از محدودیت ها در کره شمالی میشود، ذهن ما به سمت سانسور اخبار میرود. اما واقعیت بسیار فراتر از اخبار است. کنترل بر تمام شئون زندگی، از اتاق خواب تا مدل مو اعمال میشود.
۱. معمای اینترنت و ارتباطات
بزرگترین دیوار بین کره شمالی و جهان، دیوار دیجیتال است. اینترنت در کره شمالی برای مردم عادی وجود خارجی ندارد. شهروندان به یک شبکه داخلی (اینترانت) به نام «کوانگمیونگ» دسترسی دارند. این شبکه شامل چند هزار سایت تایید شده است که شامل اخبار دولتی، کتابخانه الکترونیک و سرویسهای پختوپز است. هیچ راهی برای دسترسی به گوگل، اینستاگرام یا یوتیوب وجود ندارد. تنها هکرهای دولتی و مقامات عالیرتبه به اینترنت جهانی دسترسی دارند، آن هم تحت نظارت شدید.
۲. سایه سنگین رهبر در خانهها
یکی از عجیبترین قوانین، مربوط به تصاویر رهبران است. قانون نانوشته اما اجباری اینکه همه مردم باید عکس رهبری رو داشته باشن، زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار میدهد.
- در هر خانه، دو پرتره (کیم ایل سونگ و کیم جونگ ایل) باید در “بهترین دیوار” نصب شود.
- هیچ عکس دیگری نباید همتراز یا بالاتر از این عکسها باشد.
- بازرسان حکومتی به طور سرزده وارد خانهها میشوند تا گرد و غبار روی قاب عکسها را چک کنند. وجود غبار میتواند منجر به جریمه یا تبعید شود!
۳. قانون مدفوع انسانی (کود اجباری)
شاید شوکهکننده باشد، اما عبارت قانون کره شمالی برای مدفوع یکی از واقعیتهای تلخ اقتصادی این کشور است. به دلیل تحریمها و ناتوانی در تولید کود شیمیایی، دولت هر سال در فصل زمستان کمپینی را آغاز میکند که در آن هر خانوار موظف است مقدار مشخصی کود (تولید شده از مدفوع انسانی و حیوانی) به دولت تحویل دهد. این قانون باعث ایجاد بازار سیاه خرید و فروش مدفوع در فصلهای خاصی از سال میشود.
۴. زنان در کره شمالی؛ فراتر از کلیشهها
قوانین کره شمالی برای زنان ترکیبی از سنتهای کنفوسیوسی و نظامیگری کمونیستی است.
- سربازی: زنان نیز مانند مردان ملزم به خدمت سربازی طولانیمدت (تا ۷ سال) هستند.
- پوشش: پوشیدن شلوار جین تنگ، دامنهای خیلی کوتاه و آرایشهای غلیظ غربی ممنوع است. پلیس مد (گشتهای جوانان) در خیابانها زنانی که پوشش نامناسب دارند را متوقف و تنبیه میکند.
- جایگاه اجتماعی: با وجود شعارهای برابری، جامعه به شدت مردسالار است و زنان بار اصلی کارهای خانه و بازارهای غیررسمی (جانگمادانگ) را به دوش میکشند.
لایههای پنهان جامعه کره شمالی
چرا مردم کره شمالی انقلاب نمیکنند؟
این سوال منطقی است: با این همه فشار، چرا مردم کره شمالی انقلاب نمی کنند؟ پاسخ در سیستم کنترل وحشتناک «مجازات سه نسل» نهفته است. اگر فردی مرتکب جرم سیاسی (خیانت، تلاش برای فرار، توهین به رهبر) شود، تنها خودش مجازات نمیشود. پدربزرگ و مادربزرگ، والدین، و فرزندان او نیز دستگیر و به اردوگاههای کار اجباری (گولاگ) فرستاده میشوند. این گروگانگیری خانوادگی باعث شده هیچکس جرات اعتماد به دیگری را نداشته باشد، حتی اعضای یک خانواده.
نظام طبقاتی سانگبون (Songbun)
برخلاف ادعای برابری کمونیستی، جامعه بر اساس وفاداری اجداد به سه طبقه تقسیم میشود:
- هسته (Core): وفاداران، ساکنان پیونگیانگ، مقامات (زندگی نسبتاً خوب).
- مردد (Wavering): اکثریت مردم، کشاورزان و کارگران (زندگی سخت).
- متخاصم (Hostile): نوادگان زمینداران قدیمی، مسیحیان و زندانیان سیاسی (زندگی در فقر مطلق و تبعید). تمام فرصتهای شغلی، تحصیلی و حتی جیره غذایی بر اساس این طبقهبندی تعیین میشود.
ازدواج و عشق

ازدواج در کره شمالی کمتر بر پایه عشق رمانتیک و بیشتر بر پایه «تناسب سانگبون» است. اگر پسری از طبقه «هسته» بخواهد با دختری از طبقه «متخاصم» ازدواج کند، عملاً آینده شغلی خود را نابود کرده است. دولت دخالت مستقیمی در مراسم ندارد، اما زوجهای جوان بلافاصله پس از عقد، باید به پای مجسمه کیم ایل سونگ رفته و ادای احترام کنند. طلاق در این کشور بسیار سخت و تابو محسوب میشود.
جغرافیای وحشت و عجایب

برای درک بهتر موقعیت استراتژیک این کشور، نگاهی به نقشه کره شمالی و همسایگان بیندازیم. این کشور از شمال با چین و روسیه و از جنوب با کره جنوبی هممرز است. منطقه غیرنظامی (DMZ) بین دو کره، مینگذاریشدهترین مرز جهان است.
اگر علاقهمند به کشف نقاط مرموز جهان هستید، پیشنهاد میکنیم حتماً مقاله اختصاصی ما درباره مناطق عجیب روی نقشه گوگل مپ را مطالعه کنید؛ جایی که شاید بتوانید اردوگاههای مخفی کره شمالی را از نمای ماهوارهای ببینید.
حقایق عجیب (Fun Facts)
جستجو برای عجایب کره شمالی بیپایان است. چند مورد کوتاه و جذاب:
- ارتباط با جومونگ: بسیاری میپرسند جومونگ چه ربطی به کره شمالی داره؟ مقبره پادشاه جومونگ (موسس گوگوریو) در نزدیکی پیونگیانگ قرار دارد. کره شمالی با بازسازی این مقبره، تلاش میکند مشروعیت تاریخی خود را به عنوان وارث واقعی پادشاهی باستانی کره اثبات کند و خود را اصیلتر از کره جنوبی نشان دهد.
- سال ۱۱۵: تقویم رسمی کشور میلادی نیست، بلکه «تقویم جوچه» است که مبدا آن سال تولد کیم ایل سونگ (۱۹۱۲) میباشد.
- شهر ارواح: در مرز دو کره، شهری به نام «کیجونگ-دونگ» ساخته شده که از دور زیباست، اما در واقع خالی از سکنه است و فقط برای فریب دادن همسایگان جنوبی ساخته شده است.
آیا زندگی در کره شمالی مزایایی هم دارد؟
شاید عجیب باشد اما برخی کاربران عبارت مزایای زندگی در کره شمالی را جستجو میکنند. اگر بخواهیم منصفانه و بدون تعصب نگاه کنیم:
- مسکن رایگان: دولت به همه مسکن میدهد (البته کیفیت و مکان آن دست شما نیست).
- نبود مالیات مستقیم: شهروندان به شکل رسمی مالیات نمیپردازند (هرچند دولت با کسورات دیگر آن را جبران میکند).
- امنیت خیابانی: به دلیل کنترل شدید پلیسی، جرم و جنایتهای خیابانی مثل دزدی کیف یا زورگیری نسبت به بسیاری از کشورها کمتر است. اما فراموش نکنید، این “امنیت” به قیمت از دست دادن “آزادی” تمام شده است.
تفریحات مردم کره شمالی
زندگی کاملاً سیاه و سفید نیست. تفریحات مردم کره شمالی شامل موارد سادهای است:
- پیکنیک در پارکهای ملی (برای روزهای تعطیل).
- رفتن به شهربازیهای دولتی در پیونگیانگ.
- تماشای مسابقات ورزشی و فیلمهای سینمایی که سانسور شده و مورد تایید حزب هستند.
- نوشیدن آبجوهای محلی (کره شمالی آبجوسازیهای نسبتاً خوبی دارد).
اقتصاد خاکستری؛ مردم چگونه زنده میمانند؟
شاید بپرسید در کشوری با اقتصاد بسته و تحریمهای فلجکننده، مردم عادی چطور نان شب خود را تأمین میکنند؟ پاسخ در کلمهای به نام «جانگمادانگ» (Jangmadang) نهفته است.
ظهور بازارهای سیاه (نسل جدید بازار آزاد)
بعد از قحطی بزرگ دهه ۹۰ میلادی (که به راهپیمایی سخت معروف است)، سیستم توزیع دولتی جیره سقوط کرد. مردم برای زنده ماندن بازارهای غیررسمی را ایجاد کردند. امروزه، «جانگمادانگ»ها بازارهایی هستند که اگرچه به طور رسمی ممنوعاند، اما دولت چشمش را به روی آنها میبندد (و حتی از آنها رشوه میگیرد).
- در این بازارها همه چیز پیدا میشود: از برنج و ذرت تا فلشمموریهای قاچاق حاوی فیلمهای کره جنوبی و داروهای چینی.
- پول کره شمالی (وون) در این بازارها ارزش چندانی ندارد و مردم ترجیح میدهند با دلار آمریکا یا یوان چین معامله کنند.
مدارس کره شمالی یا کارخانه مغزها؟ سیستم آموزشی و شستشوی مغزی
اگر میخواهید راز بقای حکومت خاندان کیم را برای بیش از هفتاد سال بدانید، نباید به بمبهای هستهای نگاه کنید؛ باید به مهدکودکها نگاه کنید. در کره شمالی، آموزش و پرورش به معنای یادگیری علوم و ریاضیات نیست؛ بلکه ابزاری دقیق و ترسناک برای «برنامهریزی ذهن» کودکان است تا وفاداری مطلق جایگزین تفکر انتقادی شود.
۱. برنامه درسی: ریاضیات با طعم خون!
در مدارس ابتدایی ما، کودکان یاد میگیرند: «دو سیب به اضافه دو سیب میشود چهار سیب». اما در مدارس ابتدایی پیونگیانگ، مسائل ریاضی اغلب رنگ و بوی ایدئولوژیک و نظامی دارند.
- مثال واقعی از کتاب درسی کره شمالی: «اگر ۴ سرباز ارتش خلق کره با تفنگهای خود به ۳ حرامزاده آمریکایی شلیک کنند و ۲ تای آنها را بکشند، چند حرامزاده آمریکایی باقی میماند؟» کودکان از همان سالهای اول یاد میگیرند که خشونت علیه «دشمنان خلق» نه تنها بد نیست، بلکه یک فضیلت ریاضی است.
۲. تاریخ یا افسانهسازی؟ (کلاسهای «تاریخ انقلابی»)
حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از زمان کل تحصیل دانشآموزان صرف یادگیری زندگینامه رهبران میشود. این یک درس حفظی سخت است که نمره آن از ریاضی و علوم مهمتر است.
- اتاق مطالعه کیم: در هر مدرسه، یک اتاق مقدس وجود دارد که فقط مخصوص مطالعه تاریخ رهبران است. دانشآموزان باید داستانهای خارقالعادهای را حفظ کنند: مثلاً اینکه کیم جونگ ایل در هنگام تولدش باعث تغییر فصل شد و رنگینکمان دوگانه در آسمان پدیدار گشت، یا اینکه کیم ایل سونگ در کودکی با یک سنگ، کشتی جنگی ژاپنیها را غرق کرد!
- تحریف واقعیت: در کتابهای تاریخ، جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳) به عنوان «تجاوز آمریکا به شمال صلحطلب» تدریس میشود، در حالی که تمام اسناد تاریخی جهان تأیید میکنند که شمال به جنوب حمله کرده است.
۳. جلسات انتقاد از خود (Saengghwal Chonghwa)
شاید ترسناکترین بخش مدرسه، جلسات هفتگی «انتقاد از خود» باشد. دانشآموزان از سنین پایین (حدود ۷ سالگی) مجبورند هر هفته در کلاسی جمع شوند و جلوی همه همکلاسیهایشان بایستند.
- اعتراف اجباری: آنها باید بگویند در طول هفته چه خطایی کردهاند (مثلاً: “من دیر بیدار شدم و به اندازه کافی به رهبر فکر نکردم”).
- لو دادن دوستان: قسمت بدتر ماجرا اینجاست که آنها موظفند از همکلاسیهای خود نیز انتقاد کنند (مثلاً: “من دیدم که پارک در هنگام تمیز کردن عکس رهبر، حواسش پرت بود“). این سیستم باعث میشود بذر بیاعتمادی از کودکی کاشته شود و هیچکس نتواند با دوست بغلدستیاش متحد شود.
۴. فعالیتهای فوق برنامه: نفرت و رژه
بعد از مدرسه، وقت آزاد برای بازی وجود ندارد. کودکان عضو «اتحادیه کودکان» (با دستمالگردنهای قرمز) هستند.
- بازیهای جنگی: در مهدکودکها ماکتهای سربازان آمریکایی (با دماغهای بزرگ و چهرههای ترسناک) وجود دارد که کودکان با سرنیزههای چوبی و پلاستیکی به آنها حمله میکنند.
- کار اجباری پنهان: دانشآموزان، به ویژه در مناطق روستایی، اغلب کلاسهای درس را تعطیل میکنند تا برای دولت کار کنند. جمعآوری سنگ برای راهسازی، کندن علفهای هرز مزارع اشتراکی و جمعآوری آهنقراضه بخشی از «وظایف انقلابی» دانشآموزان است.
۵. نابرابری آموزشی: مدارس نخبگان در برابر مدارس روستا
سیستم آموزشی به شدت طبقاتی است:
- مدرسه انقلابی مانگیونگده (Mangyongdae): این مدرسه مخصوص فرزندان مقامات عالیرتبه و نوادگان قهرمانان جنگ است. دانشآموزان یونیفرمهای نظامی شیک میپوشند، بهترین غذاها را میخورند و برای رهبری آینده کشور تربیت میشوند. آنها کامپیوترهای واقعی دارند.
- مدارس عادی و روستایی: در زمستانهای سخت کره شمالی، این مدارس اغلب سیستم گرمایشی ندارند. دانشآموزان باید خودشان هیزم از خانه بیاورند تا بخاری کلاس را روشن نگه دارند. کاغذ و مداد کمیاب است و گاهی روی زمین خاکی مشق مینویسند.
۶. استعدادکُشی یا استعدادپروری؟
سیستم آموزشی کره شمالی به دنبال کشف استعداد فردی نیست، بلکه به دنبال کشف استعدادهایی است که به درد «حزب» بخورد.
- اگر کودکی صدای خوبی داشته باشد یا در ژیمناستیک انعطافپذیر باشد، بلافاصله از خانواده جدا شده و به مدارس شبانهروزی سختگیرانه فرستاده میشود تا برای «بازیهای تودهای» (Mass Games) یا گروههای موسیقی دولتی (مانند گروه مورانبونگ) تمرین کند. این کودکان تمام کودکی خود را از دست میدهند تا به ابزار تبلیغاتی رژیم تبدیل شوند.
جمعبندی این بخش: مدرسه در کره شمالی، جایی برای یادگیری «چگونه فکر کردن» نیست؛ بلکه مکانی است برای یادگیری «به چه چیزی فکر کردن». محصول نهایی این خط تولید، شهروندی است که کیم جونگ اون را پدر واقعی خود میداند و آمریکا را شیطانی که باید نابود شود.
فرار از جهنم کره شمالی؛ قمار با جان در مسیر آزادی
وقتی درباره مهاجرت صحبت میکنیم، معمولاً به ویزا، بلیط هواپیما و چمدان فکر میکنیم. اما برای یک شهروند کره شمالی، «مهاجرت» واژهای تعریف نشده است؛ تنها گزینه «فرار» است. فراری که اگر شکست بخورد، پایانش تیرباران در ملاء عام یا پوسیدن در اردوگاههای کار اجباری است. این مسیر، یکی از خطرناکترین سفرهای روی کره زمین است که به «راه آهن زیرزمینی جدید» شهرت یافته است.
۱. چرا مردم کره شمالی فرار میکنند؟ (انگیزههای مرگبار)
در دهههای گذشته، دلیل اصلی فرار «گرسنگی» بود. اما امروزه، انگیزهها تغییر کرده است. بسیاری از فراریان جدید (که به آنها «Defectors» میگویند) گرسنه نیستند؛ آنها «آگاه» شدهاند. دیدن فیلمهای قاچاق کره جنوبی و فهمیدن اینکه دولت تمام عمر به آنها دروغ گفته، انگیزه اصلی است. برخی دیگر نیز به دلیل ترس از مجازاتهای سیاسی (مثلاً اگر یک مقام دولتی اشتباهی کند) قبل از دستگیری فرار میکنند.
۲. مرزهای مرگ: از کدام راه میتوان رفت؟
نقشه فرار بسیار پیچیده است. مرز مستقیم با کره جنوبی (DMZ) به شدت مینگذاری شده و با سیمخاردار برقدار و دوربینهای حرارتی محافظت میشود. عبور از اینجا خودکشی محض است (گرچه موارد نادری موفق شدهاند).
بنابراین، ۹۹٪ فرارها از طریق مرز چین انجام میشود:
- رودخانههای یالو و تومن: این دو رودخانه مرز طبیعی بین کره شمالی و چین هستند. فراریان معمولاً در شبهای سرد زمستان، وقتی رودخانه یخ زده است، سعی میکنند با پای پیاده از روی یخ عبور کنند.
- دستور شلیک: سربازان مرزبانی کره شمالی دستور مستقیم «شلیک برای کشتن» دارند. اگر کسی در حال عبور دیده شود، بدون اخطار کشته میشود. بسیاری از اجساد هرگز پیدا نمیشوند و زیر یخها یا در جنگلهای مرزی دفن میشوند.
۳. کابوس در چین: آزادی در کار نیست
رسیدن به خاک چین به معنی آزادی نیست؛ بلکه شروع مرحله جدیدی از وحشت است.
- سیاست بیرحمانه پکن: دولت چین فراریان کره شمالی را «پناهنده» نمیداند، بلکه آنها را «مهاجران غیرقانونی اقتصادی» مینامد. پلیس چین به شدت به دنبال این افراد است و اگر دستگیر شوند، بلافاصله به پلیس امنیت کره شمالی تحویل داده میشوند. بازگردانده شدن مساوی است با شکنجه، سقط جنین اجباری (برای زنان باردار) و اعدام.
- تجارت انسان (بردهداری مدرن): این تلخترین بخش ماجراست. بسیاری از زنان کره شمالی (حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد فراریان زن هستند) به محض ورود به چین، توسط قاچاقچیان انسان دزدیده میشوند. آنها به عنوان «همسر اجباری» به مردان روستایی چینی فروخته میشوند یا در شبکههای فساد جنسی آنلاین به بردگی گرفته میشوند.
۴. نقش حیاتی «دلالها» (Brokers)
بدون کمک دلالها، فرار تقریباً غیرممکن است. این افراد شبکهای زیرزمینی دارند که با رشوه دادن به سربازان مرزی کره شمالی و چین، مسیر را باز میکنند.
- هزینههای نجومی: در دهه ۲۰۰۰، هزینه فرار حدود ۵۰ دلار بود. اما اکنون، به ویژه پس از همهگیری کرونا و سختگیریهای شدید کیم جونگ اون، هزینه دلالها به ۱۰,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ دلار رسیده است. این پول معمولاً توسط اعضای خانوادهای که قبلاً به کره جنوبی رفتهاند، تامین میشود.
۵. مسیر طولانی جنوب شرق آسیا (Underground Railroad)
از آنجا که چین امن نیست، فراریان باید مسیری ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کیلومتری را مخفیانه طی کنند.
- عبور از چین: سفر مخفیانه با اتوبوس و قطار از شمال چین به جنوب (با ترس دائم از چک شدن کارت شناسایی).
- جنگلهای لائوس و ویتنام: عبور پیاده از کوهستانهای صعبالعبور جنگلی. بسیاری در این مسیر بر اثر بیماری، مارگزیدگی یا گم شدن میمیرند.
- تایلند (دروازه بهشت): هدف نهایی رسیدن به تایلند است. تایلند یکی از معدود کشورهایی است که فراریان کره شمالی را به پلیس کره جنوبی تحویل میدهد، نه به کره شمالی. وقتی پای آنها به سفارت کره جنوبی در بانکوک میرسد، تازه نفس راحت میکشند.
۶. هاناوون (Hanawon): تولد دوباره
وقتی فراریان با هواپیما به سئول میرسند، مستقیماً وارد جامعه نمیشوند. آنها ابتدا چند ماه در بازداشتگاه اطلاعاتی بازجویی میشوند (تا مشخص شود جاسوس نیستند). سپس به مرکزی به نام «هاناوون» فرستاده میشوند.
- مدرسه زندگی مدرن: در هاناوون، آنها به مدت ۳ ماه آموزش میبینند که چطور در قرن ۲۱ زندگی کنند.
- چطور از کارت عابربانک استفاده کنند (چون مفهوم بانکداری را نمیدانند).
- چطور بلیط اتوبوس بخرند.
- دموکراسی و حقوق بشر چیست.
- و مهمتر از همه: یاد میگیرند که تاریخ کشورشان دروغ بوده است. این شوک فرهنگی گاهی باعث افسردگی شدید آنها میشود.
فراموش نکنید فرار از کره شمالی فقط جابجایی جغرافیایی نیست؛ سفر در زمان است. سفری از یک جامعه قرونوسطایی و بسته به دنیایی مدرن و پیچیده. کسانی که موفق میشوند، قهرمانانی هستند که از دل تاریکی مطلق گذشتهاند، اما زخمهای روحی این سفر (گناه رها کردن خانواده) تا ابد با آنها باقی میماند.
غذاهای مردم کره شمالی
درباره غذاهای کره شمالی تصورات غلطی وجود دارد. همه مردم در قحطی نیستند، اما سوءتغذیه بیداد میکند.
مردم چه میخورند؟
- ننگمیون (Naengmyeon): معروفترین غذای کره شمالی، نودل سرد پیونگیانگ است که حتی در دیدار سران دو کره هم سرو شد. این غذا با نودل گندم سیاه و آب گوشت سرد تهیه میشود.
- کیمچی: غذای ملی که در شمال تندتر و شورتر از جنوب تهیه میشود تا در زمستانهای طولانی سالم بماند.
- اینجوگوگی (Injo-gogi): به معنی «گوشت مصنوعی». این غذا اختراع دوران قحطی است؛ ترکیبی از تفاله سویا، برنج و سس تند که پروتئین مردم فقیر را تأمین میکند.
- گوشت سگ: در تابستانها رستورانهای مخصوصی سوپ گوشت سگ (Dangogi) سرو میکنند که معتقدند برای استقامت بدن مفید است.
گردشگری در قفس؛ آیا میتوان به کره شمالی سفر کرد؟

شاید فکر کنید سفر به کره شمالی غیرممکن است، اما سخت در اشتباهید. درِ این کشور به روی گردشگران (به جز خبرنگاران و شهروندان آمریکا و کره جنوبی) باز است. اما چرا کشوری که میخواهد همهچیز را مخفی کند، توریست میپذیرد؟ پاسخ یک کلمه است: «ارز خارجی». دولت برای دور زدن تحریمها به دلار و یوروی شما نیاز حیاتی دارد.
سفر به کره شمالی شبیه به سفر به هیچ کجای دیگر نیست. شما وارد یک «نمایش ترومن» (Truman Show) واقعی میشوید که در آن همه چیز، از لبخند مردم تا شلوغی خیابانها، ممکن است کارگردانی شده باشد.
۱. چگونه میتوان رفت؟ (لجستیک سفر)
شما نمیتوانید کولهپشتی ببندید، بلیط بگیرید و به پیونگیانگ بروید. سفر انفرادی ممنوع است.
- آژانسهای خاص: شما باید از طریق آژانسهای توریستی مورد تایید رژیم (که اغلب در پکن مستقر هستند) ثبتنام کنید.
- قطار یا هواپیما: سفر معمولاً از پکن شروع میشود. گزینه هوایی با «ایر کوریو» (Air Koryo) است که به عنوان تنها ایرلاین «یک ستاره» جهان شناخته میشود و هواپیماهایش متعلق به دوران شوروی سابق است. گزینه محبوبتر، قطار پکن-پیونگیانگ است که با عبور از روی پل رودخانه یالو، تضاد وحشتناک بین چین مدرن و کره شمالی تاریک و فقیر را به چشم میبینید.
۲. سایه به سایه با «مراقبین» (The Minders)
به محض ورود به خاک کره شمالی، پاسپورت شما گرفته میشود و دو «راهنما» به شما معرفی میشوند. اینها راهنمای تور معمولی نیستند؛ آنها مأموران امنیتی خوشبرخورد هستند.
- قانون ۱+۲: هرگز نمیتوانید تنها باشید. حتی اگر بخواهید در هتل قدم بزنید، یکی از راهنماها باید با شما باشد. دلیل وجود دو راهنما این است که آنها علاوه بر مراقبت از شما، مراقب یکدیگر هم هستند تا مبادا یکی از آنها با توریستها صمیمی شود یا خیانت کند!
- مکالمه ممنوع: شما حق ندارید با مردم عادی در خیابان حرف بزنید. اگر تلاش کنید، مردم وحشتزده فرار میکنند چون صحبت با خارجیها میتواند برایشان دردسر امنیتی داشته باشد.
۳. چه چیزی را میبینید؟ (روستای پوتمکین)
گردشگران فقط «ویترین» کشور را میبینند. مسیری که اتوبوس توریستها طی میکند، کاملاً پاکسازی شده است.
- پیونگیانگ مدرن: شما را به هتلهای لوکس (مثل هتل یانگگاکدو که در جزیرهای وسط رودخانه است تا کسی نتواند از آن خارج شود)، پارکهای آبی، دلفیناریوم و موزههای جنگ میبرند.
- متروی پیونگیانگ: عمیقترین متروی جهان که ایستگاههایش مثل کاخ لوستربندان شده است. شایعهای قوی وجود دارد که مسافران خوشپوشی که در مترو میبینید، در واقع بازیگران دولتی هستند که تمام روز سوار و پیاده میشوند تا به توریستها نشان دهند کشور پویا و شاد است.
- تعظیم اجباری: یکی از بخشهای اجباری تور، رفتن به تپه مانسو (Mansu Hill) و تعظیم کامل (۹۰ درجه) در برابر مجسمههای غولپیکر برنزی کیم ایل سونگ و کیم جونگ ایل است. اگر تعظیم نکنید یا بیاحترامی کنید، تور لغو و دردسرها شروع میشود.
۴. خطوط قرمز مرگبار: چه کارهایی جرم است؟
سفر به کره شمالی شوخیبردار نیست. یک اشتباه کوچک میتواند به قیمت جانتان تمام شود.
- عکسبرداری: عکاسی از سربازان، کارگران در حال کار سخت، ساختمانهای نیمهکاره و هر چیزی که نشاندهنده فقر باشد، ممنوع است. راهنماها دوربین شما را چک میکنند و عکسهای نامناسب را پاک میکنند.
- روزنامه مقدس: اگر روزنامهای خریدید که عکس رهبر روی آن بود، حق ندارید آن را تا کنید (بهطوری که روی صورت خط بیفتد) یا با آن چیزی را پاک کنید یا دور بیندازید. این توهین به مقدسات است.
- مذهب و انجیل: همراه داشتن انجیل، کتب مذهبی یا هرگونه تبلیغ دینی جرم جاسوسی و براندازی محسوب میشود.
۵. تراژدی «اتو وارمبیر» (Otto Warmbier)
برای درک خطر، باید داستان اتو وارمبیر، دانشجوی آمریکایی را بدانید. او در سال ۲۰۱۶ به عنوان توریست به کره شمالی رفت. جرم او چه بود؟ او سعی کرد یک پوستر تبلیغاتی را از دیوار هتل به عنوان یادگاری بردارد.
- عاقبت: او دستگیر و به ۱۵ سال کار سخت محکوم شد. مدتی بعد، در حالی که در کما بود و ضربه مغزی شدید خورده بود، به آمریکا تحویل داده شد و چند روز بعد درگذشت. ماجرای او نشان داد که قوانین کره شمالی برای توریستها هم با بیرحمی کامل اجرا میشود.
۶. معمای اخلاقی: بروم یا نروم؟
بسیاری از جهانگردان با این سوال اخلاقی روبرو هستند: آیا سفر به کره شمالی درست است؟
- مخالفان میگویند: پولی که شما خرج میکنید (حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ یورو برای چند روز)، مستقیم به جیب رژیم میرود و خرج برنامه هستهای و سرکوب مردم میشود.
- موافقان میگویند: حضور توریستها باعث میشود مردم کره شمالی (حداقل آنهایی که شما را میبینند) بفهمند که خارجیها «شیطان شاخدار» نیستند (چیزی که پروپاگاندا میگوید). این تعاملات کوچک، بذر آگاهی را میکارد.
گردشگری در کره شمالی، سفری برای تفریح نیست؛ یک کلاس درس زنده از تاریخ سیاسی و روانشناسی دیکتاتوری است. شما در آنجا تماشاگر یک تئاتر غمانگیز هستید، تئاتری که بازیگرانش (مردم) حق خروج از صحنه را ندارند، اما شما در پایان بلیت برگشت دارید.
پیونگیانگ در برابر واقعیت؛ شهری که متعلق به همه نیست

وقتی تصاویر رژههای رنگارنگ یا آسمانخراشهای مدرن کره شمالی را در اخبار میبینید، شما در حال تماشای «پیونگیانگ» هستید، نه کره شمالی. این پایتخت، یک شهر معمولی نیست؛ بلکه یک «باشگاه خصوصی» برای وفاداران رژیم است که با دیواری نامرئی از بقیه کشور جدا شده است. فاصله طبقاتی در اینجا، فاصله بین قرن ۲۱ و قرن ۱۹ است.
۱. شهروند درجه یک: زندگی در «پیونگهاتن»
به محلههای جدید پیونگیانگ با برجهای بلند و نورانی، به طعنه «پیونگهاتن» (ترکیب پیونگیانگ و منهتن آمریکا) میگویند.
- مجوز اقامت: هر کسی حق زندگی در پایتخت را ندارد. تنها کسانی که «سانگبون» (طبقه اجتماعی) بالا دارند، عضو حزب هستند یا خدمات ویژهای به رژیم کردهاند، اجازه اقامت دارند.
- رفاه نسبی: ساکنان پایتخت لباسهای شیکتری میپوشند، به پارکهای آبی میروند، در رستورانها پیتزا میخورند و گوشی هوشمند (متصل به شبکه داخلی) دارند.
- تبعید: زندگی در اینجا یک «امتیاز» است، نه حق. اگر شهروندی مرتکب خطای سیاسی شود، مجازاتش تبعید از بهشتِ پیونگیانگ به جهنمِ روستاهاست.
۲. آن سوی حصار: سفر به گذشته در روستاها
کافیست ۱۰ کیلومتر از پایتخت دور شوید تا ماشین زمان شما را به عقب برگرداند.
- کشاورزی بدوی: در روستاها خبری از تراکتور و کمباین نیست. کشاورزان با دست زمین را شخم میزنند و از گاو برای حمل بار استفاده میکنند. جادهها اغلب خاکی هستند و خودروهای با سوخت چوب (ماشینهای زغالی) در آنها تردد میکنند.
- فقر عریان: در حالی که پایتختنشینان چاق هستند (نشانه رفاه)، در روستاها آثار سوءتغذیه و کوتاهی قد در کودکان مشهود است. خانهها اغلب سیستم لولهکشی آب ندارند و مردم باید از چاه یا رودخانه آب بیاورند.
۳. کشور ممنوعه: مجوز سفر داخلی
یکی از عجیبترین حقایق این است که مردم عادی حق ندارند آزادانه به پایتخت کشورشان سفر کنند!
- برای رفتن از یک استان به استان دیگر یا ورود به پیونگیانگ، شهروندان باید «مجوز سفر» (Travel Permit) بگیرند که پروسهای سخت و پر از رشوه است.
- ایستهای بازرسی متعددی در جادههای منتهی به پایتخت وجود دارد تا مانع ورود «روستاییهای فقیر» شوند که ممکن است چهره مدرن شهر را خراب کنند.
۴. داستان دو شب: امپراتوری تاریکی

معروفترین تصویر ماهوارهای از کره شمالی، تصویر شبانه است. پیونگیانگ مانند یک جزیره نورانی کوچک دیده میشود، در حالی که بقیه کشور در تاریکی مطلق (شبیه اقیانوس) فرو رفته است.
- در روستاها، برق یک کالای لوکس است که شاید فقط چند ساعت در روز (یا در مناسبتهای خاص) وصل شود. اما در پیونگیانگ، اولویت برق با مجسمههای رهبران و برجهای نمایشی است تا به توریستها و ماهوارهها نشان دهند که کشور زنده است.
کره شمالی در واقع دو کشور است: «جمهوری پیونگیانگ» برای نخبگان که ویترین پرزرقوبرق رژیم است، و «بقیه کشور» که میلیونها نفر در آن برای بقا و یک وعده غذا میجنگند. این اختلاف طبقاتی شدید، بزرگترین راز پنهان پشت لبخندهای تلویزیونی است.
دزدان دریایی در اقیانوس وب؛ ارتش هکری کیم جونگ اون
شاید بزرگترین پارادوکس کره شمالی این باشد: کشوری که شهروندانش را در «تاریکی دیجیتال» نگه میدارد و اجازه دسترسی به گوگل را به آنها نمیدهد، صاحب یکی از خطرناکترین، پیشرفتهترین و مخوفترین ارتشهای سایبری در جهان است. در حالی که مردم عادی برای دیدن یک فیلم سینمایی قاچاق اعدام میشوند، «سربازان کیبورد به دست» رژیم، در حال سرقت میلیونها دلار از بانکهای نیویورک و لندن هستند.
۱. دفتر ۱۲۱ (Bureau 121): نخبگان ریاضی در خدمت شر
ارتش سایبری کره شمالی، که با نام «دفتر ۱۲۱» شناخته میشود، بخشی از اداره کل جاسوسی این کشور است. اعضای این گروه یکشبه انتخاب نمیشوند.
- پروسه جذب: دولت باهوشترین کودکان را از مدارس ابتدایی شناسایی میکند (آنهایی که نبوغ ریاضی دارند). این کودکان از خانواده جدا شده و به دانشگاههای خاص (مثل دانشگاه اتوماسیون پیونگیانگ) فرستاده میشوند.
- آموزش در خارج: از آنجا که اینترنت خود کره شمالی ضعیف است، بسیاری از این هکرها تحت پوشش دانشجو، کارمند شرکتهای نرمافزاری یا دیپلمات به چین، روسیه، مالزی و هند فرستاده میشوند تا از اینترنت پرسرعت این کشورها برای حملات خود استفاده کنند.
۲. گروه لازاروس (Lazarus Group): چهره وحشتناک سایبری
معروفترین زیرمجموعه این ارتش، «گروه لازاروس» است. این گروه مسئول خرابکاریهایی است که دنیا را تکان داد:
- حمله به سونی پیکچرز (۲۰۱۴): زمانی که شرکت سونی فیلم کمدی «مصاحبه» (The Interview) را درباره ترور کیم جونگ اون ساخت، لازاروس سرورهای سونی را هک کرد، اطلاعات خصوصی بازیگران را فاش کرد و هزاران کامپیوتر را سوزاند. پیام آنها واضح بود: «به رهبر توهین نکنید.»
- باجافزار واناکرای (WannaCry): در سال ۲۰۱۷، این ویروس صدها هزار کامپیوتر در ۱۵۰ کشور (از جمله سیستم بهداشت انگلستان) را قفل کرد و باج خواست.
۳. سرقت قرن: دزدی از بانکها و صرافیها
برخلاف هکرهای روسیه یا چین که بیشتر به دنبال «جاسوسی اطلاعات» هستند، هکرهای کره شمالی یک هدف اصلی دارند: «پول». تحریمهای بینالمللی گلوی اقتصاد کره شمالی را فشرده است، بنابراین کیم جونگ اون به هکرها دستور داده تا بودجه موشکی کشور را از طریق سرقت آنلاین تأمین کنند.
- سرقت ارزهای دیجیتال: آنها استاد هک کردن صرافیهای کریپتو هستند. گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که آنها تا سال ۲۰۲۳ بیش از ۳ میلیارد دلار ارز دیجیتال سرقت کردهاند.
- هک سوئیفت (SWIFT): آنها حتی به سیستم امن بانکی جهان نفوذ کردهاند. معروفترین عملیات آنها حمله به بانک مرکزی بنگلادش بود که قصد داشتند یک میلیارد دلار را به سرقت ببرند. اگر میخواهید بدانید این عملیات پیچیده چطور انجام شد و چگونه یک اشتباه تایپی کوچک در پرینتر، مانع از بزرگترین سرقت تاریخ شد، پیشنهاد میکنیم حتماً مقاله اختصاصی ما درباره [جزئیات هک بانک بنگلادش توسط هکرهای کره شمالی] را بخوانید تا عمق فاجعه را درک کنید.
۴. چرا هکرها فرار نمیکنند؟
این هکرها در چین یا اروپا زندگی میکنند و به اینترنت آزاد دسترسی دارند. آنها میبینند که کشورشان چقدر عقبمانده است. پس چرا فرار نمیکنند؟ پاسخ همان «گروگانگیری خانوادگی» است. خانوادههای این نخبگان در پیونگیانگ در خانههای لوکس زندگی میکنند، اما در واقع گروگان هستند. اگر هکری در خارج از کشور خیانت کند یا فرار کند، خانوادهاش بلافاصله به اردوگاه کار اجباری فرستاده میشود. این ترس، وفاداری آنها را تضمین میکند.
ارتش سایبری کره شمالی، مدرنترین سلاح در دستان سنتیترین حکومت جهان است. آنها با کمترین هزینه (چند لپتاپ و اینترنت هتل)، میلیاردها دلار به رژیم تزریق میکنند و به قلب دشمنانشان ضربه میزنند، بدون اینکه حتی یک سرباز از مرز عبور کرده باشد.
بیمارستانهای وحشت؛ وقتی «درمان رایگان» قیمت جان دارد
اگر قانون اساسی کره شمالی را بخوانید، با جملهای زیبا روبرو میشوید: «درمان برای تمام شهروندان کاملاً رایگان است.» دولت پیونگیانگ همواره در تبلیغات خود ادعا میکند که سیستم بهداشتی آنها به دلیل نداشتن هزینه، از سیستم آمریکا برتر است. اما این «رایگان بودن»، بزرگترین دروغی است که به خورد مردم داده میشود. واقعیت بیمارستانهای کره شمالی، ترکیبی از قرون وسطی و دنیای مدرن است که در آن پزشکان مجبورند با ابزار نجاری جراحی کنند!
۱. بطریهای آبجو به جای کیسه سرم!
یکی از شوکهکنندهترین تصاویری که فراریان و پزشکان سابق این کشور روایت کردهاند، وضعیت تجهیزات پزشکی است.
- ابتکار از سر ناچاری: به دلیل تحریمها و ورشکستگی اقتصادی، کیسههای پلاستیکی استریل برای سرم وجود ندارد. پرستاران مجبورند بطریهای شیشهای خالی آبجو یا نوشابه را با آبنمک یا محلول قندی پر کنند و آن را به عنوان سرم به رگ بیماران وصل کنند.
- سرنگهای مشترک: سرنگهای یکبار مصرف در اینجا «چندبار مصرف» هستند. سوزنها بارها و بارها استفاده میشوند و گاهی فقط با آب جوش (اگر برق برای جوشاندن آب باشد) ضدعفونی میشوند. این موضوع باعث شیوع بیماریهای عفونی مثل هپاتیت در بیمارستانها شده است.
۲. جراحی بدون بیهوشی: کابوس بیداری
تصور کنید آپاندیس شما ترکیده یا پایتان در تصادف شکسته و نیاز به جراحی دارید، اما پزشک میگوید: «داروی بیهوشی نداریم.»
- درد خالص: گزارشهای متعددی وجود دارد که عملهای جراحی کوچک (مثل کشیدن دندان، بخیه زدن عمیق و حتی قطع عضو انگشتان) بدون هیچگونه ماده بیهوشی انجام میشود. بیماران باید درد خالص را تحمل کنند و گاهی دست و پای آنها را میبندند تا از شدت درد تکان نخورند.
- قطعی برق وسط عمل: از آنجا که برق پایدار نیست، جراحان همیشه چراغقوه یا شمع کنار دستشان دارند. تصور کنید وسط یک جراحی حساس شکم، ناگهان برق بیمارستان قطع شود و پزشک مجبور باشد با نور موبایل یا شمع کار را ادامه دهد.
۳. رشوه: هزینه واقعی «درمان رایگان»
دولت حقوقی به پزشکان نمیدهد (یا حقوقشان آنقدر ناچیز است که پول یک کیلو برنج هم نمیشود). بنابراین، پزشکان برای زنده ماندن مجبورند از بیماران پول بگیرند.
- قانون نانوشته: اگرچه درمان «رسمی» رایگان است، اما اگر بیمار به پزشک «سیگار، غذا یا پول نقد» ندهد، نوبت ویزیت او هرگز نمیرسد.
- خرید دارو: داروخانههای بیمارستانها معمولاً خالی هستند. پزشک نسخه را مینویسد و بیمار باید به «جانگمادانگ» (بازار سیاه) برود، دارو را با قیمت گزاف از قاچاقچیان بخرد و برای تزریق به بیمارستان برگردد. پنیسیلین و آنتیبیوتیکها حکم طلا را دارند.
۴. «طب کوریو»: بازگشت به گیاهان دارویی
وقتی داروی شیمیایی نیست، دولت مردم را به استفاده از «طب سنتی کوریو» تشویق میکند.
- این یک انتخاب فرهنگی نیست، یک اجبار است. بیمارستانها پر از دستگاههایی هستند که برای درمان سرطان یا بیماریهای قلبی، از روشهای بادکش، طب سوزنی و جوشاندههای گیاهی استفاده میکنند. اگرچه برخی از این روشها مفیدند، اما قطعاً نمیتوانند جایگزین شیمیدرمانی یا جراحیهای پیشرفته شوند.
۵. روی دیگر سکه: «شیشه» به جای مسکن!
این یکی از تاریکترین رازهای سلامت در کره شمالی است. به دلیل کمبود دارو و فشار کاری زیاد، بسیاری از مردم برای تسکین دردهای مزمن یا داشتن انرژی برای کار در معدن، به ماده مخدر «شیشه» (Crystal Meth) روی آوردهاند که در آنجا به نام «بینگدو» (Bingdu) شناخته میشود.
- در کمال ناباوری، این ماده مخدر خطرناک در برخی مناطق به عنوان یک «داروی همهکاره» و انرژیزا مصرف میشود و حتی گاهی به عنوان هدیه به دیگران داده میشود، زیرا دسترسی به آن از دسترسی به داروهای مسکن استاندارد راحتتر است.
۶. بیمارستانهای اشرافی (Ponghwa)
آیا کیم جونگ اون هم با بطری آبجو سرم میزند؟ قطعاً خیر. در پیونگیانگ بیمارستانهای فوقمدرنی مثل «کلینیک بونگهوا» وجود دارد که مخصوص رهبران حزب و خانوادههایشان است. این مراکز مجهز به جدیدترین دستگاههای MRI زیمنس و فیلیپس (که با دور زدن تحریمها وارد شدهاند) و بهترین داروهای اروپایی هستند. این تضاد، خلاصه تمام چیزی است که باید درباره عدالت در کره شمالی بدانید.
سیستم درمانی کره شمالی، ویترینی زیبا با قفسههای خالی است. مردم این کشور یاد گرفتهاند که «بیمار شدن» تجملی است که توان پرداخت هزینهاش را ندارند؛ نه هزینه مالی، بلکه هزینه درد کشیدن زیر تیغ جراحی بدون بیهوشی.
اردوگاههای کار اجباری کره شمالی؛ گولاگهای قرن ۲۱
اگر پیونگیانگ «بهشت نمایشی» کیم جونگ اون است، اردوگاههای کار اجباری «جهنم واقعی» او هستند. ما درباره زندانهای معمولی حرف نمیزنیم؛ درباره شهرکهای محصور و مخفی بزرگی حرف میزنیم که وسعت برخی از آنها از شهر واشنگتن دیسی بزرگتر است و حتی در گوگل ارث هم دیده میشوند.
اینجا جایی است که انسانیت پشت سیمهای خاردار تمام میشود.
۱. تفاوت «زندان» و «کوانلیسو»
در کره شمالی دو نوع بازداشتگاه اصلی وجود دارد و دانستن تفاوت آنها حیاتی است:
- کیو-هوا-سو (Kyo-hwa-so): کمپهای «بازپروری» برای جرایم عادی و غیرسیاسی (مثل دزدی یا عبور غیرقانونی از مرز). زندانیان اینجا امید دارند که پس از طی دوران محکومیت آزاد شوند (هرچند بسیاری از گرسنگی میمیرند).
- کوان-لی-سو (Kwan-li-so): اینها همان «گولاگهای سیاسی» هستند. کسانی که به اینجا فرستاده میشوند، «دشمنان حزب» نامیده میشوند. در اکثر موارد، حکمی که برای این اردوگاهها صادر میشود، «حبس ابد» است. یعنی بلیطی یکطرفه به سمت مرگ تدریجی.
۲. مناطق کنترل کامل (Total Control Zones)
ترسناکترین بخش این اردوگاهها، مناطقی به نام «مناطق کنترل کامل» است.
- بردهداری مدرن: زندانیان (که شامل زنان، کودکان و سالخوردگان هم میشوند) باید روزانه ۱۲ تا ۱۵ ساعت کار فیزیکی سنگین انجام دهند؛ معمولاً در معادن زغالسنگ خطرناک یا مزارع، بدون ابزار ایمنی.
- زندگی حیوانی: جیره غذایی معمولاً شامل مقداری ذرت کپکزده و سوپ آبکی شور است. گزارشهای موثق نشان میدهد زندانیان برای زنده ماندن و جذب پروتئین، مارمولک، موش، قورباغه و حتی دانههای ذرت هضمنشده در مدفوع حیوانات را میخورند.
۳. زاده شده در اسارت
یکی از تاریکترین ابعاد این اردوگاهها، وجود کودکانی است که آنجا به دنیا آمدهاند. به دلیل قانون «مجازات سه نسل»، اگر پدر یا مادری دستگیر شود، کودکانشان هم با آنها به اردوگاه میروند. همچنین کودکانی که حاصل ازدواجهای اجباری داخل اردوگاه (که توسط نگهبانان به عنوان جایزه برای کارگران برتر ترتیب داده میشود) هستند، هرگز دنیای بیرون را ندیدهاند. آنها فکر میکنند تمام دنیا همین سیمهای خاردار و کار اجباری است.
۴. اردوگاه یودوک (Yodok): ویترین وحشت
معروفترین این اردوگاهها، «کمپ ۱۵» یا یودوک است. اگرچه دولت وجود آن را انکار میکند، اما صدها زندانی فراری شهادت دادهاند که در آنجا شاهد اعدامهای عمومی، شکنجههای قرونوسطایی (مثل اتاقهای شکنجه کبوتر) و آزمایشهای شیمیایی روی زندانیان بودهاند.
نکته: دنیای این اردوگاهها بسیار پیچیدهتر و هولناکتر از آن است که در چند پاراگراف بگنجد. ما در حال آمادهسازی «پرونده ویژه و اختصاصی درباره اردوگاههای کار اجباری کره شمالی» هستیم که به زودی منتشر میشود. در آن مقاله، داستان فراریانی را خواهید خواند که از این جهنم گریختهاند و نقشههای دقیق این زندانها را افشا کردهاند.
سوالات متداول درباره زندگی در کره شمالی
چرا مردم کره شمالی انقلاب نمیکنند؟
این یکی از اصلیترین ابهامات است. دلیل اصلی، سیستمی به نام «مجازات سه نسل» است. اگر فردی اعتراض کند، فقط خودش مجازات نمیشود؛ بلکه والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و فرزندانش نیز به اردوگاههای کار اجباری فرستاده میشوند. همچنین، سیستم طبقاتی «سانگبون» و قطع بودن اینترنت باعث شده مردم نتوانند با هم متحد شوند یا بدانند در جهان آزاد چه میگذرد.
جومونگ چه ربطی به کره شمالی داره؟
بسیاری از ایرانیان این را میپرسند. کره شمالی خود را وارث اصلی پادشاهی باستانی «گوگوریو» (که جومونگ موسس آن بود) میداند. مقبره پادشاه جومونگ (دانگمیونگ) در نزدیکی شهر پیونگیانگ قرار دارد و توسط کیم ایل سونگ بازسازی شده است. آنها با تبلیغ روی این مقبره، تلاش میکنند به حکومت خود مشروعیت تاریخی بدهند.
قوانین کره شمالی برای زنان چگونه است؟
قوانین سختگیرانهای برای ظاهر زنان وجود دارد. پوشیدن شلوار جین تنگ (بهویژه آبی)، دامنهای خیلی کوتاه، رنگ مو و پیرسینگ ممنوع است. زنان تشویق میشوند لباسهای سنتی یا دامنهای ساده بپوشند. با این حال، زنان نقش مهمی در اقتصاد زیرزمینی و گرداندن بازارها (جانگمادانگ) دارند.
آیا واقعیت دارد که همه مردم باید عکس رهبری را داشته باشند؟
بله، این یک قانون اجباری است. در تمام خانهها، مدارس و ادارات، پرتره کیم ایل سونگ و کیم جونگ ایل باید روی «بهترین دیوار» نصب شود. این عکسها باید همیشه تمیز باشند و هیچ عکس دیگری نباید همتراز یا بالاتر از آنها قرار گیرد. بازرسان حکومتی بهطور مرتب وضعیت نگهداری این عکسها را چک میکنند.
حقیقت پشت پرده آهنین
سفر ما به کره شمالی در اینجا به پایان میرسد، اما داستان مردمی که در آنجا زندگی میکنند، همچنان ادامه دارد. ما تلاش کردیم از مرزهای جغرافیایی و سیاسی عبور کنیم. ما دیدیم که چگونه در قرن بیست و یکم، یک کشور میتواند همزمان سازنده پیشرفتهترین موشکهای بالستیک و خطرناکترین هکرها باشد، اما شهروندانش برای گرم کردن کلاسهای درس، هیزم جمع کنند و کامیونهایشان را با زغال چوب برانند.
ما درباره کیم جونگ اون و دخترش خواندیم، با قوانین عجیب مدل مو و لباس آشنا شدیم، به تاریکی مطلق بیمارستانها سر زدیم و مسیر مرگبار فرار از رودخانه یخزده تومن را ترسیم کردیم. این حقایق نشان میدهد که کره شمالی تنها یک “کشور عجیب” نیست؛ بلکه یک تراژدی انسانی بزرگ است که در سکوت جریان دارد.
شاید مهمترین درسی که از این سفر میگیریم، ارزش “آگاهی” است. مردمی که نمیدانند در جهان چه میگذرد، محکوم به زندگی در تاریکی هستند. و ما که به اطلاعات دسترسی داریم، مسئولیت داریم که این داستانها را بشنویم و بازگو کنیم.
🌟 پیشنهاد ویژه برای خوانندگان حرفهای رازگشا
این مقاله بسیار طولانی و پر از جزئیات دقیق بود. قطعاً حفظ کردن همه این آمارها، اسامی و داستانها در یکبار خواندن ممکن نیست. شاید بخواهید بعداً دوباره به بخشهای خاصی مثل «روشهای فرار» یا «ماجرای هک بانکها» مراجعه کنید.
چرا همین الان در سایت ثبتنام نمیکنید؟
با یک ثبتنام ساده (که کمتر از ۳۰ ثانیه وقت میگیرد)، شما صاحب یک پنل کاربری اختصاصی میشوید. ✅ ذخیره مقالات: با یک کلیک، این مقاله و سایر مطالب طولانی را در لیست «مطالعه بعدی» یا «علاقهمندیها» ذخیره کنید تا هرگز آنها را گم نکنید. ✅ دسترسی سریع: هر زمان که خواستید، بدون جستجوی مجدد در گوگل، به آرشیو مقالات مورد علاقهتان دسترسی داشته باشید. ✅ خبرنامه اختصاصی: قبل از دیگران از انتشار مقالات ویژه (مثل مقاله آینده ما در مورد اردوگاههای کار اجباری) باخبر شوید.




خداروشکر حداقل با این مشکلات رو نداریم فکرشو کن بری دکتر بهت آمپولی و بزنن که قبلش کس دیگه استفاده کرده! :(((((((((((((((((((((((((((
وا چه وحشتناک😭
یه کتابی خوندم به اسم رهبر عزیز که یکی از فراریا نوشته بودش
حسابی افسرده شدم بعد خونش