لیندسی گراهام ملقب به عموی لینزی!

لیندسی گراهام؛ از فقر با خواهر تا پدرخوانده سنا | سناتور مجرد جمهوری‌خواهان

۲۹ بهمن ۱۴۰۴ 7.6K بازدید
فهرست محتوا

لیندسی گراهام کیست؟ لیندسی اولین گراهام (Lindsey Olin Graham)، سیاستمدار کهنه‌کار آمریکایی و عضو حزب جمهوری‌خواه است که از سال ۲۰۰۳ به عنوان سناتور ارشد ایالت کارولینای جنوبی در سنای ایالات متحده فعالیت می‌کند. او که پیش‌تر عضو مجلس نمایندگان و افسر نیروی هوایی آمریکا بوده، به دلیل چرخش‌های سیاسی‌اش، مهارت در بحث‌های حقوقی و نقش کلیدی‌اش در سیاست خارجی آمریکا (به‌ویژه در خاورمیانه) شناخته می‌شود. گراهام شخصیتی است که همزمان می‌تواند بهترین دوست جان مک‌کین و متحد نزدیک دونالد ترامپ باشد؛ پارادوکسی که او را به یکی از پیچیده‌ترین چهره‌های واشنگتن تبدیل کرده است.

در راهروهای پیچ‌درپیچ کاپیتول هیل (ساختمان کنگره آمریکا)، کمتر چهره‌ای به اندازه لیندسی اولین گراهام (Lindsey Olin Graham) بحث‌برانگیز، قدرتمند و در عین حال غیرقابل پیش‌بینی است. او «بازمانده نهایی» (The Ultimate Survivor) در سیاست ایالات متحده است. مردی که توانست از یک منتقد سرسخت دونالد ترامپ که او را «بیگانه‌هراس نژادپرست» می‌خواند، به یکی از نزدیک‌ترین مشاوران و هم‌بازی‌های گلف او تبدیل شود.

این مقاله در وب‌سایت «رازگشا»، صرفاً یک بیوگرافی خشک نیست؛ بلکه کالبدشکافی دقیق زندگی مردی است که از فقر و تنهایی در لیندسی گراهام جوانی، به جایگاهی رسید که اکنون تصمیماتش می‌تواند بر سرنوشت خاورمیانه و جهان تأثیر بگذارد. ما در اینجا با استفاده از منابع معتبر و تحلیل‌های روان‌شناختی سیاسی، به تمام سوالات شما از جمله لیندسی گراهام همسر، مذهب، ثروت و چرخش‌های سیاسی‌اش پاسخ می‌دهیم.

لیندسی گراهام: پسری که در کافه بزرگ شد

عکس سیاه و سفید قدیمی از کودکی لیندزی گراهام ایستاده در کنار مادرش در یک جاده خاکی روستایی.
تصویری کمتر دیده شده از کودکی لیندزی گراهام در کنار مادرش. از جاده‌های خاکی کارولینا تا راهروهای قدرت در واشنگتن. ⏳

برای درک اینکه چرا گراهام امروز چنین سیاستمدار منعطف و چرب‌زبانی است، باید به سال‌های دور در شهر کوچک «سنترال» در کارولینای جنوبی بازگردیم.

زندگی در سایه “Sanitary Cafe”

لیندسی در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵ متولد شد. والدین او، میلی و فلورنس جیفر گراهام، صاحبان یک کافه-بار محلی به نام «Sanitary Cafe» بودند. این مکان ترکیبی عجیب از یک سالن بیلیارد، رستوران و فروشگاه مشروبات الکلی بود. خانواده گراهام خانه مجزایی نداشتند؛ آن‌ها در اتاق‌های پشتی همین ساختمان زندگی می‌کردند.

عبارت لیندسی گراهام فقر شاید کمی اغراق‌آمیز باشد، اما او در رفاه نبود. لیندسی از همان کودکی یاد گرفت که چگونه با مشتریان مست، کارگران خسته و افراد مختلف تعامل کند. او در خاطراتش می‌گوید: «من سیاست را در اتاق پشتی آن کافه یاد گرفتم، جایی که مردم واقعی درباره مشکلات واقعی حرف می‌زدند.» صدای به هم خوردن توپ‌های بیلیارد و دود سیگار، پس‌زمینه دوران کودکی او بود.

تراژدی دوگانه و تولد یک سرپرست

سرنوشت لیندسی در ۲۱ سالگی، زمانی که دانشجوی دانشگاه کارولینای جنوبی بود، برای همیشه تغییر کرد. مادرش فلورنس جیفر گراهام در سال ۱۹۷۶ بر اثر سرطان لنفوم هوچکین درگذشت. هنوز داغ مادر تازه بود که ۱۵ ماه بعد، پدرش بر اثر سکته قلبی در خواب فوت کرد.

لیندسی جوان، ناگهان خود را تنها و مسئول خواهر ۱۳ ساله‌اش، «دارلین»، یافت. او مجبور بود همزمان درس بخواند و نقش پدر و مادر را برای خواهرش ایفا کند. او حتی فرآیند قانونی را طی کرد تا قیم قانونی خواهرش شود و اجازه داد دارلین در تعطیلات آخر هفته به خوابگاه دانشجویی پسرانه بیاید تا تنها نباشد. این تجربه، حس مسئولیت‌پذیری و محافظت‌گری (که بعدها در سیاست خارجی او دیده شد) را در او نهادینه کرد.

زندگی خصوصی، مذهب و پاسخ به شایعات؛ پشت پرده مرد مجرد سنا

عکس قدیمی و نوستالژیک از دوران جوانی لیندزی گراهام.

زندگی شخصی لیندسی گراهام همواره یکی از جذاب‌ترین و در عین حال مرموزترین موضوعات برای رسانه‌های آمریکایی بوده است. در حالی که اکثر سناتورها با همسر و فرزندانشان در کمپین‌های انتخاباتی ظاهر می‌شوند تا تصویری از «خانواده ایده‌آل آمریکایی» ارائه دهند، گراهام یک استثنای بزرگ است. در این بخش، تمام ابعاد زندگی خصوصی او را زیر ذره‌بین می‌بریم.

۱. معمای تجرد؛ چرا لیندسی گراهام ازدواج نکرده است؟

یکی از پرتکرارترین سوالات «لیندسی گراهام همسر» برای دیدن همسر او است. پاسخ کوتاه این است: او هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. اما چرا؟

  • روایت رسمی: گراهام در مصاحبه‌های متعدد (از جمله با روزنامه New York Times) اعلام کرده که هرگز مخالف ازدواج نبوده، اما «فرصت مناسب» پیش نیامده است. او می‌گوید:«من فرصت‌هایی برای ازدواج داشتم، حتی یک بار در دهه ۲۰ زندگی‌ام تا پای نامزدی پیش رفتم (با دختری به نام سیلویا در دوران خدمت در آلمان)، اما شرایط جور نشد. من با کارم و نیروی هوایی ازدواج کرده‌ام.»
  • تحلیل سبک زندگی: نزدیکان او می‌گویند گراهام ذاتاً شخصیتی مستقل و تا حدودی «تک‌رو» دارد. او عادت دارد آخر هفته‌ها را صرف بازی گلف، تماشای فیلم یا مطالعه پرونده‌های سنا کند و این سبک زندگی با تعهدات خانوادگی سنتی سازگار نبوده است.

۲. تراژدی خانوادگی؛ پدری برای خواهر

لیندزی گراهام با لبخند در کنار خواهرش دارلین گراهام
تصویری از لیندزی گراهام در کنار خواهرش دارلین، همراه همیشگی او در مسیر پرفراز و نشیب سیاست.

برای درک اینکه چرا گراهام خانواده تشکیل نداد، باید به فداکاری بزرگ او در جوانی اشاره کرد. این بخش از زندگی او، کلید درک شخصیت عاطفی اوست.

پیش از این گفتیم، زمانی که لیندسی ۲۱ ساله و دانشجو بود، مادرش (۵۲ ساله) و پدرش (۶۹ ساله) را تنها به فاصله ۱۵ ماه از دست داد. او ناگهان خود را سرپرست قانونی خواهر ۱۳ ساله‌اش، دارلین گراهام (Darline Graham) یافت.

  • نقش پدرانه: گراهام برای اینکه خواهرش احساس تنهایی نکند، آخر هفته‌ها او را از پیش بستگان می‌گرفت و به خوابگاه پسرانه دانشگاه می‌برد تا با هم باشند. او تمام وام‌های دانشجویی و درآمدش را صرف بزرگ کردن دارلین کرد.
  • رابطه امروز: دارلین اکنون ازدواج کرده و در کارولینای جنوبی زندگی می‌کند. او نزدیک‌ترین فرد به لیندسی است و در بسیاری از مراسم‌های مهم (مثل اعلام کاندیداتوری ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۵) به عنوان «بانوی همراه» در کنار برادرش حضور داشته است. گراهام بارها گفته است: «دارلین دختر من است، نه خواهرم.»

۳. پاسخ به شایعات و حواشی (بررسی دقیق)

دهه‌ها تجرد در فضای سیاسی آمریکا، به طور اجتناب‌ناپذیری باعث ایجاد شایعاتی درباره گرایش‌های جنسی او شده است. مخالفان سیاسی او (هم دموکرات‌ها و هم برخی جمهوری‌خواهان تندرو) گاهی از این موضوع به عنوان ابزار تخریب استفاده کرده‌اند.

  • موضع رسمی گراهام: او بارها و با صراحت این شایعات را رد کرده است. در مصاحبه‌ای معروف با TMZ و همچنین New York Times، وقتی از او درباره شایعات همجنس‌گرایی پرسیدند، با خنده پاسخ داد:«من می‌دانم که این حرف‌ها زده می‌شود. اما واقعیت این است که من نیستم (همجنس‌گرا). اگر بودم به کسی مربوط نبود، اما نیستم. من فقط یک مرد مجرد هستم که زندگی خودش را دارد.»
  • تناقض سیاسی: منتقدان به سابقه رأی‌دهی او اشاره می‌کنند. گراهام یکی از محافظه‌کارترین سناتورها در مسائل اجتماعی است. او به «قانون دفاع از ازدواج» (DOMA) رأی داد که ازدواج را فقط بین زن و مرد تعریف می‌کرد و همواره مخالف ازدواج همجنس‌گرایان بوده است. حامیان او می‌گویند این کارنامه نشان می‌دهد که شایعات صرفاً «تئوری توطئه» هستند، زیرا یک فرد نمی‌تواند دهه‌ها علیه منافع گروهی که ادعا می‌شود به آن تعلق دارد، فعالیت کند.
  • لقب “Lady G”: در سال ۲۰۲۰، برخی کاربران توییتر هشتگی توهین‌آمیز با این عنوان راه انداختند. گراهام هرگز به این کمپین‌های اینترنتی واکنش مستقیم نشان نداد و آن‌ها را «بازی‌های کثیف سیاسی» خواند.

۴. مذهب و اعتقادات (لینزی گراهام مذهب)

لیندسی گراهام یک مسیحی معتقد و عضو کلیسای باپتیست جنوبی (Southern Baptist) است؛ یکی از محافظه‌کارترین شاخه‌های پروتستان در آمریکا.

  • کلیسای کورینث (Corinth Baptist Church): او عضو فعال این کلیسا در شهر سنترال است.
  • تاثیر بر سیاست: برخلاف مایک پنس که «اول مسیحی است، بعد جمهوری‌خواه»، گراهام مذهب را کمتر در سخنرانی‌هایش بروز می‌دهد. با این حال، اعتقادات مذهبی او دلیل اصلی مخالفت سفت و سختش با سقط جنین (Abortion) است. او معتقد است حیات از لحظه لقاح آغاز می‌شود و بارها تلاش کرده ممنوعیت فدرال سقط جنین را تصویب کند.

۵. دوستان جایگزین خانواده

روانشناسان سیاسی معتقدند گراهام خلاء خانواده را با «دوستی‌های عمیق مردانه» در محیط کار پر کرده است.

  1. جان مک‌کین: رابطه آن‌ها فراتر از همکار بود. خانواده مک‌کین، لیندسی را عضوی از خانواده خود می‌دانستند. سیندی مک‌کین (همسر جان) گفته بود: «لیندسی همیشه سر میز شام ما جا داشت.»
  2. جو بایدن: پیش از دوران ترامپ، گراهام و بایدن چنان صمیمی بودند که گراهام در سال ۲۰۱۵ با چشمانی اشک‌بار به HuffPost گفت: «جو بایدن بهترین انسانی است که خدا خلق کرده است.» (البته این رابطه اکنون کاملاً قطع شده است).
  3. دونالد ترامپ: در سال‌های اخیر، ترامپ نقش «رفیق فابریک» او را بازی می‌کند. آن‌ها ساعت‌ها با تلفن صحبت می‌کنند و گلف بازی می‌کنند.

زندگی خصوصی لیندسی گراهام الگویی از «فداکاری در جوانی» و «تنهایی در میانسالی» است. او تمام زندگی خود را وقف سیاست کرده است. شایعات پیرامون او، چه واقعی باشند و چه ساختگی، تاثیری بر جایگاه او در ایالت کارولینای جنوبی نداشته‌اند؛ جایی که رای‌دهندگان او را نه با شایعات اینترنتی، بلکه با خدماتش به ایالت و حمایتش از ارزش‌های نظامی و مذهبی قضاوت می‌کنند.

از دانشگاه تا میدان جنگ؛ شکل‌گیری شخصیت «وکیل-سرباز»

لیندزی گراهام با لباس فرم نیروی هوایی ایالات متحده در حال دست دادن با یک افسر دیگر در دوران خدمت نظامی.
لیندزی گراهام در لباس نیروی هوایی. نگاهی به سوابق نظامی و دوران خدمت او به عنوان افسر حقوقی ارتش. ✈️🎖️

برای درک اینکه چرا لیندسی گراهام در سنای آمریکا همواره با ادبیاتی تند، حقوقی و نظامی صحبت می‌کند، باید به سال‌های حیاتی جوانی او نگاه کنیم. این دوره، جایی است که شخصیت او از یک «پسر شهرستانی» به یک «استراتژیست نظامی-حقوقی» تبدیل شد.

۱. دوران دانشگاه: تحصیل در سایه مسئولیت سنگین

لیندسی گراهام برخلاف هم‌کلاسی‌هایش که دغدغه‌های جوانی معمول را داشتند، دوران دانشجویی خود را با بار سنگین سرپرستی خواهر کوچک‌ترش گذراند.

  • کارشناسی روانشناسی (۱۹۷۷): او ابتدا در دانشگاه کارولینای جنوبی (University of South Carolina) در رشته روانشناسی تحصیل کرد. بسیاری معتقدند همین پس‌زمینه روانشناسی به او کمک کرده تا در سال‌های بعد، شخصیت‌های پیچیده‌ای مانند دونالد ترامپ را تحلیل کرده و راه نفوذ به ذهن آن‌ها را بیابد.
  • دکترای حقوق (J.D – ۱۹۸۱): علاقه او به بحث و استدلال، او را به دانشکده حقوق کشاند. او در سال ۱۹۸۱ مدرک دکترای حقوق (Juris Doctor) خود را دریافت کرد. در همین دوران بود که استعداد او در فن بیان و جدل‌های حقوقی شکوفا شد؛ استعدادی که بعدها در جلسات استیضاح کلینتون و ترامپ به سلاح اصلی او تبدیل گشت.

۲. ورود به نیروی هوایی: تولد یک «JAG»

بسیاری از سیاستمداران آمریکایی سابقه نظامی دارند، اما نوع خدمت گراهام متفاوت بود. او نه خلبان بود و نه تفنگدار؛ او یک «وکیل نظامی» بود.

  • پیوستن به ارتش (۱۹۸۲): بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی، گراهام به نیروی هوایی ایالات متحده پیوست و وارد رسته JAG Corps (سپاه دادرسی کل ارتش) شد.
  • ماموریت در اروپا (جنگ سرد): او بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ به پایگاه هوایی «راین-ماین» (Rhein-Main Air Base) در فرانکفورت آلمان اعزام شد. این دوران مصادف با اوج جنگ سرد بود. حضور در خط مقدم ناتو در برابر شوروی سابق، دیدگاه ژئوپلیتیک او را شکل داد و باعث شد او همواره نگاهی بدبینانه به روسیه و قدرت‌های شرق داشته باشد.
  • نقش حقوقی: در این دوران، او هم به عنوان وکیل مدافع نظامیان و هم به عنوان دادستان ارتش فعالیت می‌کرد. این تجربه دوگانه (دفاع و حمله) به او یاد داد که چگونه از هر دو طرف یک پرونده بهره‌برداری کند.

۳. سه دهه خدمت: گارد ملی و ماموریت‌های ویژه خاورمیانه

نکته‌ای که در بسیاری از بیوگرافی‌های فارسی نادیده گرفته می‌شود، تداوم خدمت نظامی اوست. گراهام پس از خروج از خدمت فعال در سال ۱۹۸۹، یونیفرم را کنار نگذاشت.

  • گارد ملی و نیروی ذخیره: او ابتدا به گارد ملی هوایی کارولینای جنوبی پیوست (۱۹۸۹-۱۹۹۵) و سپس به نیروی ذخیره هوایی (Air Force Reserve) منتقل شد و تا سال ۲۰۱۵ خدمت کرد.
  • سرهنگ گراهام: او در نهایت با درجه سرهنگی (Colonel) بازنشسته شد. رسیدن به این درجه در نیروی ذخیره، نشان‌دهنده تعهد طولانی‌مدت اوست.

ماموریت‌های بحث‌برانگیز در عراق و افغانستان

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های رزومه نظامی او، ماموریت‌های کوتاه‌مدتش در خاورمیانه بود. در حالی که او نماینده کنگره و سپس سناتور بود، در تعطیلات کنگره لباس نظامی می‌پوشید و به مناطق جنگی می‌رفت.

  • عراق و افغانستان: او به عنوان قاضی و مشاور حقوقی ارشد به بغداد و کابل اعزام می‌شد.
  • تسک فورس ۱۳۴ (Task Force 134): گراهام در زندان‌های نظامی آمریکا در عراق بر روی پرونده‌های بازداشت‌شدگان و “حاکمیت قانون” (Rule of Law) کار می‌کرد. او مسئول بررسی وضعیت زندانیان و سیستم قضایی عراق بود.

نکته تحلیلی رازگشا: منتقدانش معتقدند این سفرهای کوتاه بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت تا او بتواند در واشنگتن بگوید “من آنجا بودم”. اما حامیانش می‌گویند این تجربیات باعث شد او درک واقعی‌تری از وضعیت میدانی نسبت به سایر سناتورهای پشت‌میزنشین داشته باشد.

۴. تاثیر این دوره بر شخصیت سیاسی امروز

چرا این فصل از زندگی او مهم است؟ چون تمام تصمیمات امروز او ریشه در همین دوران دارد:

  1. مداخله‌گرایی: دیدن قدرت نظامی آمریکا از نزدیک، او را به این باور رساند که ارتش آمریکا حلال تمام مشکلات جهانی است (تفکری که او را در کنار جان مک‌کین قرار داد).
  2. تخصص در قوانین جنگ: وقتی گراهام درباره “قوانین بازجویی”، “زندان گوانتانامو” یا “دادگاه‌های نظامی” صحبت می‌کند، دیگران سکوت می‌کنند، زیرا او تنها سناتوری است که عملاً در این سیستم کار کرده است.
  3. انضباط و سلسله‌مراتب: وفاداری عجیب او به روسای جمهور جمهوری‌خواه (حتی با وجود اختلاف نظر)، ریشه در تربیت نظامی او دارد که “احترام به فرمانده کل قوا” یک اصل است.

معمار قدرت؛ از دادگاه استیضاح تا سنای آمریکا

سناتور لیندزی گراهام با چهره‌ای جدی در حال عبور از راهروهای مجلس سنا در محاصره خبرنگاران و دوربین‌ها.

لیندسی گراهام یک‌شبه به قدرت نرسید. او پله‌های ترقی را با ترکیبی از هوش حقوقی، فرصت‌طلبی سیاسی و البته کمی شانس طی کرد. در این فصل، چگونگی تبدیل شدن یک وکیل شهرستانی به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های واشنگتن را بررسی می‌کنیم.

۱. ورود به مجلس نمایندگان: انقلاب جمهوری‌خواهانه (۱۹۹۴)

سال ۱۹۹۴ سالی تاریخی برای جمهوری‌خواهان بود که به «انقلاب گینگریچ» (Gingrich Revolution) شهرت یافت. گراهام سوار بر این موج نارضایتی عمومی از دموکرات‌ها، توانست کرسی منطقه سوم کارولینای جنوبی را که بیش از ۱۰۰ سال در اختیار دموکرات‌ها بود، تصاحب کند.

  • شعار انتخاباتی: او خود را به عنوان یک «محافظه‌کار مالی» (Fiscal Conservative) و حامی ارزش‌های سنتی معرفی کرد.
  • عملکرد اولیه: در سال‌های نخست، او بیشتر روی مسائل داخلی تمرکز داشت و در کمیته‌های قضایی و آموزشی فعالیت می‌کرد.

۲. استیضاح بیل کلینتون: سکوی پرتاب ملی (۱۹۹۸)

نقطه‌عطف واقعی زندگی سیاسی گراهام، پرونده رسوایی مونیکا لوینسکی و استیضاح بیل کلینتون بود. گراهام به عنوان یکی از مدیران استیضاح (House Manager) انتخاب شد؛ نقشی مشابه دادستان در یک دادگاه.

  • سخنرانی‌های آتشین: گراهام با استفاده از مهارت‌های وکالت خود، استدلال می‌کرد که دروغ گفتن رئیس‌جمهور تحت سوگند، فارغ از موضوع آن، خیانت به اعتماد عمومی است. جمله معروف او در آن زمان هنوز در یادها مانده است:«شما نمی‌توانید قانون را برای رئیس‌جمهور خم کنید، زیرا اگر این کار را بکنید، قانون برای همه می‌شکند.»
  • پیامد: اگرچه سنا کلینتون را تبرئه کرد، اما گراهام به قهرمان جمهوری‌خواهان تبدیل شد و نامش در تمام شبکه‌های خبری آمریکا مطرح گردید.

۳. ورود به باشگاه بزرگان: جانشینی استروم تورموند (۲۰۰۲)

زمانی که «استروم تورموند» (Strom Thurmond)، سناتور افسانه‌ای کارولینای جنوبی که تا ۱۰۰ سالگی در سنا بود، بازنشسته شد، گراهام بهترین گزینه برای جانشینی او بود.

  • پیروزی قاطع: او در انتخابات ۲۰۰۲ با اختلاف فاحش (۵۴٪ در برابر ۴۴٪) رقیب دموکرات خود را شکست داد و وارد مجلس سنا شد.

۴. تشکیل مثلث قدرت (Three Amigos)

در سنا، گراهام به سرعت جایگاه خود را پیدا کرد. او با دو سناتور ارشد دیگر، جان مک‌کین (از آریزونا) و جو لیبرمن (از کنتیکت)، ائتلافی غیررسمی اما بسیار قدرتمند تشکیل داد که به «سه آمیگو» شهرت یافت.

  • تمرکز بر سیاست خارجی: این گروه سه نفره معتقد بودند آمریکا باید در هر نقطه‌ای که تهدیدی وجود دارد (به‌ویژه خاورمیانه)، حضور نظامی داشته باشد.
  • سفرهای مشترک: آن‌ها ده‌ها بار با هم به عراق، افغانستان و سایر نقاط بحرانی سفر کردند. مک‌کین نقش رهبر معنوی و گراهام نقش وکیل مدافع و استراتژیست گروه را داشت.

لیندسی گراهام و دونالد ترامپ؛ از نفرت تا عشق سیاسی

بلند کردن دست ترامپ توسط لیندزی گراهام و حمایت از ترامپ بعد از انتخابات

رابطه لیندسی گراهام و دونالد ترامپ، شاید عجیب‌ترین و پرنوسان‌ترین رابطه در تاریخ مدرن سیاسی آمریکا باشد. این رابطه نه یک دوستی ساده، بلکه یک معامله پیچیده سیاسی است که برای درک شخصیت واقعی گراهام باید آن را موشکافی کرد.

پرده اول: جنگ لفظی (انتخابات ۲۰۱۶)

در جریان رقابت‌های مقدماتی جمهوری‌خواهان در سال ۲۰۱۶، گراهام یکی از رقبای ترامپ بود و تندترین حملات را علیه او انجام داد.

  • «دیوانه و نژادپرست»: گراهام علناً گفت: «ترامپ یک نژادپرست بیگانه‌هراس و متعصب دینی است.»
  • «نابود خواهیم شد»: او در توییتی تاریخی نوشت: «اگر ما ترامپ را نامزد کنیم، نابود خواهیم شد و مستحق آن هم هستیم.» (این توییت بعدها بارها علیه خود او استفاده شد).
  • «شماره تلفن»: ترامپ در پاسخ به حملات گراهام، در یک سخنرانی شماره تلفن شخصی گراهام را بلند خواند و از مردم خواست به او زنگ بزنند! گراهام هم با انتشار ویدیویی که در آن گوشی خود را با چوب گلف خرد می‌کرد، پاسخ داد.

پرده دوم: صلح مصلحتی (پس از پیروزی ترامپ)

پس از پیروزی شوکه‌کننده ترامپ در نوامبر ۲۰۱۶، گراهام اولین کسی بود که متوجه تغییر جهت باد شد. او می‌دانست که پایگاه رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه در کارولینای جنوبی عاشق ترامپ هستند و اگر او به مخالفت ادامه دهد، کرسی سنای خود را از دست خواهد داد.

  • تغییر استراتژی: گراهام تصمیم گرفت به جای جنگیدن با ترامپ، به «گوش شنوا»ی او تبدیل شود. او استدلال می‌کرد که با نزدیک شدن به ترامپ می‌تواند سیاست خارجی او را کنترل کند.

پرده سوم: «یار غار» و هم‌بازی گلف (۲۰۱۷-۲۰۲۰)

رابطه آن‌ها به سرعت گرم شد. گراهام به یکی از معدود کسانی تبدیل شد که دسترسی مستقیم به ترامپ داشت.

  • گلف در مار-ئه-لاگو: آن‌ها تقریباً هر آخر هفته با هم گلف بازی می‌کردند. گراهام در مصاحبه‌ای گفت: «من ترامپ را دوست دارم. او بامزه است و می‌خواهد برنده شود.»
  • دفاع تمام‌قد: در جریان تحقیقات مولر (دخالت روسیه) و استیضاح اول ترامپ، گراهام به عنوان رئیس کمیته قضایی سنا، سرسخت‌ترین مدافع ترامپ بود و اجازه نداد دموکرات‌ها به اهدافشان برسند.
  • تاثیر بر سیاست: گفته می‌شود خروج ترامپ از برجام، انتقال سفارت آمریکا به قدس و افزایش بودجه نظامی، تا حد زیادی تحت تأثیر مشورت‌های گراهام بوده است.

پرده چهارم: شورش ۶ ژانویه و جدایی موقت

پس از حمله هواداران ترامپ به کنگره در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، گراهام در صحن سنا سخنرانی احساسی کرد و گفت:

«من و ترامپ سفر پرماجرایی داشتیم… اما دیگر بس است. من را کنار بگذارید (Count me out). همه چیز تمام شد.»

بسیاری فکر کردند این پایان اتحاد آن‌هاست. اما تنها چند هفته بعد، گراهام دوباره به دیدن ترامپ در فلوریدا رفت!

تحلیل روانشناختی این رابطه

چرا گراهام دوباره برگشت؟

  1. بقا (Survival): گراهام فهمید که حزب جمهوری‌خواه بدون ترامپ توخالی است و برای انتخاب مجدد نیاز به حمایت ترامپ دارد.
  2. قدرت نفوذ: او معتقد است تنها کسی که می‌تواند ترامپ را از تصمیمات دیوانه‌وار منصرف کند، خود اوست.
  3. پدرخواندگی: با فوت مک‌کین، گراهام به دنبال یک چهره قدرتمند دیگر (Strongman) می‌گشت و ترامپ این خلاء را پر کرد.

این رابطه نشان می‌دهد که در قاموس سیاسی گراهام، «وفاداری» مفهومی شناور است که با منافع روز تعریف می‌شود.

عقاب سیاست خارجی؛ ایران، اسرائیل و اوکراین در سیبل گراهام

عمو لیندزی گراهام در کنار نتانیاهو در اسرائیل

اگر بخواهیم لیندسی گراهام را در یک جمله توصیف کنیم، باید بگوییم: «او کسی است که معتقد است دیپلماسی بدون پشتوانه نظامی، فقط وقت تلف کردن است.» در کمیته نیروهای مسلح سنا (Senate Armed Services Committee)، صدای گراهام همیشه بلندترین صدا برای افزایش بودجه نظامی و مداخله مستقیم آمریکا در بحران‌های جهانی بوده است. در این فصل، دیدگاه‌های او را در سه پرونده حیاتی بررسی می‌کنیم.

۱. ایران: دشمن شماره یک و «مار سمی»

لیندسی گراهام یکی از تندروترین چهره‌های واشنگتن علیه کشورمان جمهوری اسلامی ایران است. او بارها ایران را «بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان» و «سر مار» خوانده است.

  • مخالفت با برجام (۲۰۱۵): گراهام از همان ابتدا توافق هسته‌ای را «فاجعه‌بار» خواند. او معتقد بود برجام فقط به ایران پول می‌دهد تا در منطقه نفوذ کند، بدون اینکه برنامه موشکی یا منطقه‌ای آن محدود شود. او یکی از معماران اصلی خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ بود.
  • ترور سردار سلیمانی (۲۰۲۰): پس از حمله آمریکا به کاروان سردار قاسم سلیمانی، گراهام فوراً توییتی زد و نوشت:«رئیس‌جمهور ترامپ جسورانه عمل کرد. دستان سلیمانی به خون آمریکایی‌ها آلوده بود. این اقدام عدالت را اجرا کرد.» او حتی ادعا کرد که قبل از عملیات، در جریان جزئیات آن بوده است (ادعایی که کاخ سفید هرگز تأیید نکرد).
  • تهدید به حمله نظامی: گراهام بارها پیشنهاد داده است که اگر ایران غنی‌سازی اورانیوم را افزایش دهد، آمریکا باید تاسیسات نفتی و پالایشگاه‌های ایران را بمباران کند تا اقتصاد ایران فلج شود. او معتقد است زبان زور تنها زبانی است که تهران می‌فهمد.
  • تحریم‌های ثانویه: او طراح بسیاری از لوایح تحریمی کنگره است که شرکت‌های اروپایی و آسیایی طرف معامله با ایران را جریمه می‌کنند.

۲. اسرائیل: بهترین دوست در کاپیتول هیل

هیچ سناتوری به اندازه لیندسی گراهام خود را متعهد به امنیت اسرائیل نمی‌داند. او رابطه بسیار نزدیکی با بنیامین نتانیاهو دارد و بارها به اسرائیل سفر کرده است.

  • جنگ غزه (۲۰۲۳-۲۰۲۴): در جریان درگیری‌های اخیر غزه، گراهام یکی از اولین مقامات آمریکایی بود که به تلاویو رفت. او در یک مصاحبه جنجالی با CNN گفت:«ما در جنگ جهانی دوم تصمیم گرفتیم برای پایان دادن به جنگ، شهرهای آلمان و ژاپن را با خاک یکسان کنیم. اسرائیل هم باید هر کاری لازم است برای بقای خود انجام دهد. هیچ محدودیتی نباید باشد.»
  • کمک‌های نظامی: او همواره رهبری تلاش‌ها برای تصویب بسته‌های کمک نظامی چند میلیارد دلاری به اسرائیل (از جمله سامانه گنبد آهنین) را بر عهده داشته است.
  • عادی‌سازی روابط: گراهام نقش فعالی در «پیمان ابراهیم» (عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل) داشت و اخیراً تلاش‌های زیادی برای نزدیک کردن عربستان سعودی و اسرائیل انجام داده است، با این شرط که آمریکا پیمان امنیتی با ریاض امضا کند.

۳. روسیه و اوکراین: جدایی از ترامپ

در حالی که بسیاری از جمهوری‌خواهان طرفدار ترامپ (تیم ماگا) مخالف کمک به اوکراین هستند، گراهام در این پرونده کاملاً در کنار دموکرات‌ها ایستاده است.

  • سفر به کی‌یف: او بارها به اوکراین سفر کرده و با ولودیمیر زلنسکی دیدار داشته است. او معتقد است اگر پوتین در اوکراین پیروز شود، چین هم به تایوان حمله خواهد کرد.
  • «ترور پوتین»: در مارس ۲۰۲۲، گراهام در توییتی جنجالی نوشت:«آیا بروتوسی در روسیه پیدا می‌شود؟ تنها راه پایان این جنگ این است که کسی در روسیه این مرد (پوتین) را ترور کند.» این اظهارنظر باعث خشم کرملین شد و روسیه برای دستگیری او حکم جلب صادر کرد!
  • قرار گرفتن در لیست تروریستی روسیه: در سال ۲۰۲۳، روسیه رسماً نام لیندسی گراهام را در لیست تروریست‌ها و افراط‌گرایان قرار داد. گراهام با خنده به این خبر واکنش نشان داد و گفت: «این مدال افتخار من است.»

۴. چین: جنگ سرد جدید

گراهام معتقد است چین بزرگترین تهدید بلندمدت برای آمریکاست. او خواهان تحریم‌های سخت‌تر علیه پکن به دلیل نقض حقوق بشر، دزدی مالکیت فکری و منشأ ویروس کرونا است. او حتی پیشنهاد داد که آمریکا باید بدهی‌های خود به چین را به عنوان غرامت کرونا پرداخت نکند!

تحلیل نهایی دیدگاه‌های گراهام

لیندسی گراهام نماینده مکتب فکری «نئوکان» (Neoconservative) است که معتقد به «صلح از طریق قدرت» (Peace Through Strength) می‌باشد.

  • او مخالف انزواگرایی است.
  • او معتقد است هزینه جنگیدن در خارج از خانه (خاورمیانه یا اوکراین)، کمتر از هزینه جنگیدن در خاک آمریکاست.
  • او آماده است برای رسیدن به این اهداف، با هر کسی (حتی دموکرات‌ها) معامله کند.

پرونده سیاه جورجیا و نبرد با قانون؛ وقتی سناتور لیندسی متهم می‌شود

جو بایدن و لیندزی گراهام در حال دست دادن و خندیدن صمیمانه در یک مراسم رسمی.
وقتی سیاست مانع دوستی نبود؛ لحظه‌ای صمیمانه بین جو بایدن و لیندزی گراهام. یادآوری روزهایی که همکاری‌های فراجناحی در واشنگتن پررنگ‌تر بود.

اگرچه لیندسی گراهام یک وکیل کارکشته و نظامی سابق است که همیشه از «حاکمیت قانون» دم می‌زند، اما در سال‌های اخیر خود او در مرکز یکی از بزرگترین پرونده‌های حقوقی تاریخ آمریکا قرار گرفت. این فصل به بررسی دقیق «پرونده دخالت در انتخابات ۲۰۲۰» و اتهامات سنگین علیه او می‌پردازد.

۱. تماس تلفنی رسواکننده (نوامبر ۲۰۲۰)

همه چیز از یک تماس تلفنی در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۰ آغاز شد. چند روز پس از آنکه رسانه‌ها جو بایدن را پیروز ایالت کلیدی «جورجیا» (Georgia) اعلام کردند، گراهام گوشی تلفن را برداشت و با براد رافنسپرگر (Brad Raffensperger)، وزیر داخلی ایالت جورجیا (که هم‌حزبی جمهوری‌خواه او بود) تماس گرفت.

  • محتوای تماس: رافنسپرگر بعدها فاش کرد که گراهام در این مکالمه، از او پرسیده بود که آیا اختیار دارد تمام آرای پستی (Mail-in Ballots) در برخی شهرستان‌ها را به دلیل عدم تطابق امضا دور بریزد؟
  • تفسیر قانونی: این درخواست از نظر دموکرات‌ها و کارشناسان حقوقی، تلاش برای «مهندسی انتخابات» و فشار غیرقانونی بر یک مقام ایالتی برای تغییر نتایج به نفع دونالد ترامپ تعبیر شد.
  • دفاع گراهام: گراهام فوراً این اتهام را رد کرد و مدعی شد که او فقط به عنوان یک سناتور و عضو کمیته قضایی، در حال «تحقیق و پرس‌وجو» درباره امنیت انتخابات بوده و هرگز درخواستی برای ابطال آرای قانونی نداشته است.

۲. احضاریه دادگاه و هیئت منصفه عالی (Fulton County)

این تماس تلفنی بی‌پاسخ نماند. فانی ویلیس (Fani Willis)، دادستان ناحیه فولتون کانتی جورجیا، تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرد. او معتقد بود ترامپ و متحدانش (از جمله گراهام) یک «سازمان جنایی» (RICO) برای سرقت انتخابات تشکیل داده‌اند.

  • احضار سناتور: در سال ۲۰۲۲، دادگاه رسماً گراهام را برای شهادت در برابر هیئت منصفه عالی ویژه احضار کرد. این یک اتفاق نادر در تاریخ آمریکا بود که یک سناتور در حین خدمت، مجبور به پاسخگویی در دادگاه ایالتی شود.
  • جنگ حقوقی: گراهام با تمام قوا جنگید تا در دادگاه حاضر نشود. وکلای او به «بند گفتار و نوشتار» (Speech or Debate Clause) قانون اساسی استناد کردند که به نمایندگان کنگره مصونیت قضایی می‌دهد. پرونده تا دیوان عالی آمریکا (Supreme Court) پیش رفت، اما در نهایت قضات حکم دادند که گراهام باید شهادت دهد، هرچند دامنه سوالات محدود شد.

۳. لحظه حقیقت: توصیه به کیفرخواست (۲۰۲۳)

در سپتامبر ۲۰۲۳، گزارش نهایی هیئت منصفه عالی ویژه منتشر شد و بمب خبری منفجر گردید.

  • توصیه شوکه‌کننده: هیئت منصفه عالی به دادستان پیشنهاد کرده بود که لیندسی گراهام، به همراه دو سناتور سابق دیگر، رسماً به جرم تلاش برای براندازی انتخابات متهم (Indicted) شوند.
  • نجات در دقیقه نود: با این حال، فانی ویلیس (دادستان کل) تصمیم گرفت گراهام را متهم نکند و فقط دونالد ترامپ و ۱۸ نفر دیگر را تحت پیگرد قرار دهد. دلیل این تصمیم احتمالاً دشواری اثبات جرم علیه یک سناتور فعال با توجه به مصونیت‌های قانونی بود.
  • واکنش گراهام: او پس از انتشار این خبر گفت: «من کاملاً شوکه شدم. من فقط کارم را انجام می‌دادم. این سیستم قضایی سیاسی شده است.»

۴. نفاق سیاسی: پرونده ایمی کونی بارت (۲۰۲۰)

علاوه بر پرونده جورجیا، فصل دیگری از جنجال‌های گراهام مربوط به استانداردهای دوگانه او در انتخاب قضات دیوان عالی است. این موضوع باعث شد واژه «ریاکاری» (Hypocrisy) بارها در کنار نام او در جستجوهای گوگل و شبکه های اجتماعی قرار گیرد.

  • سال ۲۰۱۶ (بلوکه کردن اوباما): وقتی قاضی اسکالیا فوت کرد، گراهام (رئیس کمیته قضایی) اجازه نداد اوباما جایگزین او را تعیین کند. او جمله‌ای تاریخی گفت:«من می‌خواهم شما حرف مرا علیه خودم استفاده کنید. اگر در سال آخر ریاست جمهوریِ یک جمهوری‌خواه هم قاضی دیوان عالی فوت کرد، ما نباید جایگزین او را تعیین کنیم. بگذارید رئیس‌جمهور بعدی تصمیم بگیرد.»
  • سال ۲۰۲۰ (چرخش ۱۸۰ درجه): وقتی قاضی گینزبرگ تنها چند هفته قبل از انتخابات ۲۰۲۰ (در زمان ترامپ) فوت کرد، گراهام حرف خود را زیر پا گذاشت و با سرعت نور، پروسه تایید ایمی کونی بارت (Amy Coney Barrett) را پیش برد.
  • توجیه: وقتی خبرنگاران ویدیوی سال ۲۰۱۶ او را پخش کردند، او با خونسردی گفت: «دموکرات‌ها رفتارشان را با کاوانا (قاضی دیگر) تغییر دادند، پس من هم قواعد بازی را تغییر دادم.» این اقدام خشم شدید لیبرال‌ها و تحسین محافظه‌کاران را برانگیخت.

۵. پیامدها: سناتوری که دیگر «میانه‌رو» نیست

این جنجال‌ها چهره عمومی گراهام را برای همیشه تغییر داد.

  • از دست دادن دوستان دموکرات: جو بایدن و بسیاری از دوستان قدیمی‌اش در سنا، دیگر او را آن «لیندسی دوست‌داشتنی» و شوخ‌طبع نمی‌دانند، بلکه او را مهره‌ای خطرناک برای دموکراسی می‌بینند.
  • محبوبیت در خانه: با وجود تمام این جنجال‌های ملی، گراهام همچنان در ایالت خود (کارولینای جنوبی) محبوب است. رای‌دهندگان او معتقدند او قربانی یک «شکار جادوگر» (Witch Hunt) توسط رسانه‌های لیبرال شده است.

پرونده جورجیا همچون شمشیری داموکلس بالای سر گراهام باقی مانده است. اگرچه او فعلاً از محاکمه گریخته، اما تاریخ‌نگاران سیاسی این تماس تلفنی را به عنوان یکی از تاریک‌ترین لحظات دموکراسی آمریکا ثبت کرده‌اند؛ لحظه‌ای که مرز میان «نظارت قانونی» و «دستکاری در آرا» به باریکی یک تار مو رسید.

آن روی سکه؛ حقایق ناگفته و سبک زندگی عجیب لیندسی گراهام

لیندسی گراهام و دونالد ترامپ در حال بازی گلف.

در پشت چهره خشن و جنگ‌طلب سناتور گراهام، شخصیتی پیچیده و گاهی متناقض نهفته است که کمتر کسی از آن خبر دارد. در این بخش، پرده از رازهایی برمی‌داریم که شاید نظرتان را درباره او تغییر دهد.

۱. «تلفن تاشو» و دشمنی با تکنولوژی

در عصری که سیاستمداران برای هر توییت خود مشاور دارند، گراهام یک «تکنوفوب» (Technophobe) تمام‌عیار است.

  • گوشی‌های قدیمی: تا سال ۲۰۲۰، او همچنان از یک گوشی تاشو (Flip Phone) قدیمی سامسونگ استفاده می‌کرد و حاضر نبود گوشی هوشمند (Smartphone) بخرد! او معتقد بود گوشی‌های هوشمند جاسوس هستند.
  • تغییر اجباری: تنها زمانی که دونالد ترامپ شماره شخصی او را در یک سخنرانی لو داد و هزاران تماس مزاحم دریافت کرد، مجبور شد گوشی‌اش را عوض کند و بالاخره یک آیفون خرید.

۲. اعتیاد به «رژیم نوشابه»

اگر وارد دفتر کار گراهام شوید، احتمالاً او را در حال نوشیدن نوشابه رژیمی (Diet Coke) یا دکتر پپر (Dr Pepper) خواهید دید.

  • مصرف بالا: همکارانش می‌گویند او روزانه چندین قوطی نوشابه گازدار مصرف می‌کند و به ندرت آب می‌خورد. این عادت عجیب او حتی در جلسات طولانی سنا و دادگاه استیضاح هم ترک نمی‌شود.

۳. شوخ‌طبعی تلخ (Dark Humor)

برخلاف ظاهر همیشه عصبانی‌اش در تلویزیون، گراهام به عنوان یکی از «بامزه‌ترین سناتورها» در واشنگتن شناخته می‌شود.

  • جوک‌های خودزنی: او اغلب درباره قد کوتاهش، مجرد بودنش و حتی منفور بودنش شوخی می‌کند.
  • نقل قول معروف: یک بار در جمع خبرنگاران گفت: «اگر من را بکشید، هیچ‌کس در سنا گریه نخواهد کرد. شاید حتی جشن هم بگیرند!»
  • رابطه با دموکرات‌ها: قبل از دوران ترامپ، او با سناتورهای دموکرات مثل هیلاری کلینتون و چاک شومر روابط گرمی داشت و اغلب با آن‌ها به شوخی و خنده می‌پرداخت.

۴. مهارت در بیلیارد (یادگار کافه پدری)

شاید باورتان نشود، اما لیندسی گراهام یک بازیکن حرفه‌ای بیلیارد (Pool) است.

  • ریشه‌ها: او این مهارت را در کودکی و در سالن بیلیارد پدرش آموخت. گفته می‌شود در جوانی با شرط‌بندی روی بازی‌های بیلیارد پول توجیبی خود را درمی‌آورد.
  • چالش سنا: او بارها همکارانش را به بازی دعوت کرده و تقریباً همیشه آن‌ها را شکست داده است. این مهارت به او در مذاکرات سیاسی هم کمک کرده است؛ او می‌داند چگونه زاویه ضربه را تنظیم کند تا توپ (یا لایحه قانونی) به هدف بخورد.

۵. عشق به فیلم‌های اکشن

گراهام عاشق سینماست، اما نه فیلم‌های هنری یا روشنفکرانه.

  • ژانر مورد علاقه: او دیوانه فیلم‌های اکشن، جنگی و وسترن است. فیلم محبوب او «شجاع‌دل» (Braveheart) مل گیبسون است. او بارها دیالوگ‌های این فیلم را در سخنرانی‌های سیاسی‌اش تکرار کرده و خود را شبیه «ویلیام والاس» می‌داند که برای آزادی می‌جنگد (البته منتقدانش این مقایسه را خنده‌دار می‌دانند).

۶. ثروت و دارایی (لیندسی گراهام ثروت)

برخلاف بسیاری از سناتورهای میلیونر (مثل میت رامنی یا مارک وارنر)، گراهام ثروت آنچنانی ندارد.

  • وضعیت مالی: دارایی خالص او بین ۱ تا ۲ میلیون دلار تخمین زده می‌شود که برای یک سناتور آمریکایی با ۳۰ سال سابقه، رقم بسیار پایینی است.
  • منبع درآمد: درآمد اصلی او حقوق سالانه سناتوری (۱۷۴ هزار دلار) و حقوق بازنشستگی نیروی هوایی است. او سهامدار عمده هیچ شرکت بزرگی نیست و زندگی نسبتاً ساده‌ای در خانه‌اش در شهر سنترال و یک آپارتمان کوچک در واشنگتن دارد.

۷. لقب‌های عجیب

در طول سال‌ها، دوستان و دشمنانش القاب مختلفی به او داده‌اند:

  • Lady G: (لقبی شایعه‌آمیز و توهین‌آمیز در فضای مجازی)
  • Lindsey 2.0: (اشاره به نسخه جدید و ترامپیست او بعد از ۲۰۱۶)
  • The Lapdog: (سگ دست‌آموز – لقبی که منتقدان به دلیل تبعیت محض او از ترامپ به او دادند)
  • Little Jerk: (احمق کوچولو – لقبی که ترامپ قبل از دوستی به او داده بود!)

لیندسی گراهام، مردی با هزار چهره است. او می‌تواند صبح در سنا علیه جنگ فریاد بزند، ظهر با ترامپ گلف بازی کند و شب در تلویزیون از حمله به ایران دفاع کند. او بازمانده‌ای از نسل سیاستمداران کلاسیک است که یاد گرفته‌اند برای بقا، باید مثل آفتاب‌پرست رنگ عوض کرد. چه او را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید، نمی‌توانید انکار کنید که داستان زندگی او، از اتاق پشتی یک کافه فقیرانه تا راهروهای قدرت در واشنگتن، یکی از جذاب‌ترین داستان‌های سیاسی قرن بیست و یکم است.

این جمع‌بندی نهایی، عصاره تمام فصل‌های قبلی است که با زبانی شیوا، کوبنده و تحلیلی نگارش شده است. این بخش برای بستن مقاله و ترغیب کاربر به تفکر عمیق (و گذاشتن کامنت) طراحی شده است.

جمع‌بندی: لیندسی گراهام؛ آخرین بازمانده سیاست ماکیاولیستی

لیندسی گراهام (Lindsey Graham)، بیش از آنکه یک سناتور جمهوری‌خواه باشد، نماد «بقا به هر قیمت» در سیاست ایالات متحده است. زندگی او، از اتاق پشتی دودآلود کافه پدرش در کارولینای جنوبی تا جلسات محرمانه کاخ سفید و زمین‌های گلف مار-ئه-لاگو، روایتی کلاسیک از جاه‌طلبی آمریکایی است.

او مردی است که همزمان می‌تواند:

  • بهترین دوست و مدافع «جان مک‌کین» (منتقد ترامپ) باشد.
  • نزدیک‌ترین مشاور و گلف‌باز «دونالد ترامپ» شود.
  • برای دموکراسی در اوکراین اشک بریزد، اما نتایج انتخابات کشور خودش را زیر سوال ببرد.
  • از حقوق بشر دم بزند، اما خواستار بمباران پالایشگاه‌های کشوری دیگر شود.

منتقدان او را «آفتاب‌پرست سیاسی» و «فرصت‌طلب بی‌اصول» می‌نامند که برای حفظ کرسی قدرت، حاضر است با شیطان معامله کند. اما طرفدارانش او را «عمل‌گرا» و «استراتژیست واقع‌بین» می‌دانند که می‌فهمد در دنیای سیاست، وفاداری کورکورانه یعنی خودکشی.

چهره واقعی گراهام کدام است؟ شاید پاسخ در همان دوران کودکی سخت و تنهایی‌های جوانی‌اش نهفته باشد. او یاد گرفت که در دنیایی بی‌رحم، تنها راه زنده ماندن، تطبیق با شرایط و ایستادن در کنار قوی‌ترین فرد میدان است؛ دیروز مک‌کین، امروز ترامپ و شاید فردا کسی دیگر.

برای ما ایرانیان، شناخت لیندسی گراهام حیاتی است، نه به خاطر شخصیتش، بلکه به خاطر نفوذش. او صدایی است که در گوش روسای جمهور آمریکا زمزمه می‌کند: «جنگ راه حل نهایی است.» و این صدا، فارغ از اینکه چه کسی در کاخ سفید باشد، همچنان در راهروهای کنگره طنین‌انداز است.

راز بعدی را کشف کن

دیدگاه کاربران

لغو پاسخ
  • ن
    ناشناس
    3 ماه پیش

    و سرانجام به درک اسفل واصل گشت و با یزیدیان در برزخ و جهنم همنشین بوده و از بوی تعفن و مشمئز آنها سیراب خواهد گشت و خون کودکان غزه و ایران همچون شراره آتش بر سر او خواهد بارید و خداوند او را قرین آتش و غضب الهیش قرار دهد

    پاسخ دادن
    1
  • ا
    امیر ارسلان
    3 ماه پیش

    این مردک لیندسی گراهام بخاطر دشمنی با مردم ایران و کشتار مردم عراق ، افغانستان، سوریه و…. بخصوص کشتار بچه‌های ایران سربلند ، بسیار تلاش کرد و بسیار خوشحال بود ، و بخاطر این دچار مرگ سهمگین مفاجی شد که انشاءالله بحق رسولان، پیامبران ، امامان، و عزیزان درگاه پروردگار انشاءالله باقیشون هم با همین مرگ سهمگین به درک واصل شوند ، انشاءالله بحق عزیزان درگاه پروردگار انشاءالله.

    پاسخ دادن
    1