
پابلو اسکوبار چگونه کشته شد؟ ماجرای مرگ پابلو اسکوبار و راز شلیک آخر
دوم دسامبر ۱۹۹۳، شهر مدلین کلمبیا. مردی که زمانی هفتمین ثروتمند جهان بود و دولتها را به زانو درآورده بود، حالا با پای برهنه روی پشتبامهای یک محله متوسط در حال فرار است. چند دقیقه بعد، جسد چاق و خونآلود «پابلو اسکوبار» روی سفالهای سقف افتاده است. اما سوالی که حتی امروز بیپاسخ مانده این است: چه کسی شلیک نهایی را انجام داد؟ تکتیرانداز پلیس یا خودِ الپاترون؟ در ادامه ماجرای مرگ پابلو اسکوبار و راز شلیک آخر را با هم خواهیم خواند.
آنچه در این مقاله میخوانید
وقتی صحبت از بزرگترین قاچاقچیان تاریخ میشود، هیچ نامی به اندازه «پابلو امیلیو اسکوبار گاویریا» ترسناک و در عین حال کنجکاویبرانگیز نیست. اما برخلاف زندگی پر از تجملاتش، ماجرای مرگ پابلو اسکوبار و راز شلیک آخر در یک روز بارانی و کثیف رقم خورد. او که رهبر کارتل مخوف «مدلین» بود، پس از ۱۶ ماه فرار از زندانی که خودش ساخته بود (لا کاتدرال)، سرانجام در یک خانه امن در محله “لوس اولیووس” محاصره شد. روایتهای رسمی میگویند پلیس او را کشت، اما خانوادهاش قسم میخورند که او به قول معروفش عمل کرد: «من ترجیح میدهم در کلمبیا یک قبر داشته باشم تا در آمریکا یک سلول زندان.»
روز واقعه: یک تماس تلفنی مرگبار

سکوبار که سالها توانسته بود با هوش سرشارش از دست سیا (CIA)، اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) و نیروهای ویژه کلمبیا فرار کند، در نهایت قربانی عشق به خانوادهاش شد. در روز ۲ دسامبر ۱۹۹۳ (تولد ۴۴ سالگیاش)، او با پسرش «خوان پابلو» تماس گرفت. اسکوبار که میدانست خطها شنود میشوند، معمولاً مکالماتش را کوتاه نگه میداشت، اما آن روز اشتباه کرد و تماس طولانی شد. همین کافی بود تا «بلوک جستجو» (یک تیم ویژه پلیس کلمبیا که فقط برای شکار او تشکیل شده بود) مخفیگاهش را پیدا کند.
وقتی نیروهای پلیس در را شکستند، اسکوبار و محافظش سعی کردند از طریق پشتبام فرار کنند. باران گلوله باریدن گرفت. محافظش بلافاصله کشته شد و پابلو، زخمی و لنگان، سعی کرد از روی دیوار بپرد.
سه روایت از یک مرگ: چه کسی شلیک کرد؟

جسد اسکوبار با سه گلوله پیدا شد: یکی در پا، یکی در تنه و سومی – که کشنده بود – دقیقاً در گوش راست. همین گلوله سوم است که ماجرای مرگ پابلو اسکوبار و راز شلیک آخر را به یک معمای تاریخی تبدیل کرده است.
- روایت رسمی (پلیس کلمبیا): دولت کلمبیا و پلیس همیشه اعلام کردهاند که تکتیراندازهای بلوک جستجو در تبادل آتش، اسکوبار را کشتند. عکس معروف مأموران که با لبخند بالای سر جسد اسکوبار ژست گرفتهاند، نماد پیروزی دولت بود.
- روایت خانواده (تئوری خودکشی): پسر اسکوبار (که بعداً نامش را به سباستین ماروکین تغییر داد) اصرار دارد که پدرش خودکشی کرده است. او میگوید پابلو همیشه به آنها میگفت اگر گیر بیفتد، به گوش راست خودش شلیک میکند تا زنده دستگیر نشود. محل ورود گلوله و نوع اسلحه (تپانچه سیگ زائور شخصی اسکوبار) که در کنار جسدش پیدا شد، این تئوری را تقویت میکند.
- روایت دشمنان (لوس پپس): گروهی به نام “لوس پپس” (مردم آسیبدیده از اسکوبار) که رقیبان او بودند هم ادعا میکنند که تکتیرانداز آنها زودتر از پلیس شلیک کرده است.
میراث تاریک یک امپراتوری خونین

با مرگ اسکوبار، کارتل مدلین فروپاشید، اما قاچاق کوکائین متوقف نشد؛ فقط بازیگران عوض شدند. چیزی که باقی ماند، داستان مردی بود که برای فقرا خانه میساخت و همزمان هواپیما منفجر میکرد. جالب است بدانید حتی امروز گردشگران زیادی برای دیدن قبر او و محلی که روی پشتبامش کشته شد به مدلین میروند. چه او خودکشی کرده باشد و چه توسط پلیس کشته شده باشد، تصویر جسد او روی سفالهای پشتبام، پایان قطعی دوران وحشت او بود.
حالا نوبت شماست که قاضی باشید. با توجه به شخصیت مغرور اسکوبار، کدام سناریو را باور میکنید؟ آیا او کسی بود که اجازه دهد پلیس افتخار کشتنش را داشته باشد، یا خودش ماشه را کشید؟ نظرات کارآگاهی خود را همین پایین بنویسید!





دیدگاه کاربران
اولین دیدگاه را شما ثبت کنید.