
خلاصه سریع برای عجولها:
- دقت تاریخی: فیلم حدود ۸۵٪ به واقعیت وفادار است، اما برخی دیالوگها دراماتیک شدهاند.
- صحنه شکستن قرقره: بله، متاسفانه در واقعیت هم دقیقاً همین اتفاق افتاد.
- لوکیشن: فیلم در غار واقعی ضبط نشده (چون غار پلمپ است) اما دکورها مو به مو بازسازی شدهاند.
- ارزش دیدن: اگر کلاستروفوبیا (تنگنا هراسی) دارید، دیدن این فیلم برای شما ممنوع است!
احتمالاً شما هم بعد از شنیدن داستان عجیب و غریب جان ادوارد جونز، دلتان خواسته بدانید آیا سینما توانسته آن حجم از وحشت و تنگی نفس را به تصویر بکشد یا نه؟ همین اول آب پاکی را روی دستتان بریزم: نقد فیلم The Last Descent نشان میدهد که این اثر یکی از “وفادارترین” فیلمهای اقتباسی به واقعیت است.
این فیلم برعکس خیلی از فیلمهای هالیوودی که پیاز داغ ماجرا را زیاد میکنند تا فیلم فروش کند، کارگردان این فیلم (آیزاک هالاسیما) سعی کرده دقیقاً همان وحشت خالصی که جان در حفره “Birth Canal” تجربه کرد را نشان دهد؛ نه کمتر و نه بیشتر. اگر سوالتان این است که “آیا فیلم واقعیت دارد؟”، جواب یک بلهی محکم است، اما با چند تفاوت ریز که در ادامه موشکافی میکنیم.
داستان فیلم آخرین فرود (The Last Descent) چیست؟

ماجرا از جایی شروع میشود که جان جونز به همراه برادرش جاش، تصمیم میگیرند برای تعطیلات عید شکرگزاری، سری به یکی از غارهای معروف یوتا بزنند. تا اینجای کار همه چیز شبیه یک سفر تفریحی معمولی در دسته گردشگری تاریک است. اما وقتی جان اشتباهاً وارد مسیری میشود که فکر میکند “Bob’s Push” است، داستان عوض میشود. او در واقع وارد یک بنبست مرگبار شده که هیچ دنده عقبی ندارد. فیلم دقیقاً روی همین لحظات تمرکز دارد؛ تلاشهای نفسگیر امدادگران، مکالمههای جان با همسرش امیلی و لحظاتی که امید و ناامیدی مدام جایشان را عوض میکنند.
بررسی واقعیت: سکانسها چقدر راست میگویند؟
در نقد فیلم The Last Descent، باید سه بخش اصلی را زیر ذرهبین ببریم تا بفهمیم مرز بین درام و واقعیت کجاست.
۱. سکانس پاره شدن طناب و سقوط دوباره
شاید دردناکترین صحنه فیلم جایی باشد که امدادگران موفق میشوند جان را مقداری بالا بکشند، او لبخند میزند و امید برمیگردد، اما ناگهان… “بوم!”. گیره طناب میشکند و جان دوباره به عمق حفره سقوط میکند. خیلیها فکر میکنند این بخش برای دراماتیک کردن فیلم اضافه شده، اما متاسفانه حقیقت دارد. در واقعیت، یکی از امدادگران هم بر اثر پاره شدن کابل به شدت زخمی شد و زبانش آسیب دید. این سقوط دوم، همان ضربه نهایی بود که هم انرژی جان را تمام کرد و هم امید تیم نجات را.
۲. توهمات و صحبت با دخترش
در طول فیلم، جان تصاویری از دخترش را میبیند یا با او حرف میزند. از نظر پزشکی، وقتی کربن دیاکسید خون بالا میرود و اکسیژن مغز کم میشود، توهم زدن کاملاً طبیعی است. اگرچه ما دقیقاً نمیدانیم در ذهن جان چه گذشته، اما این بخشها نمادی از “انگیزه بقا” هستند که کاملاً با روحیات جان (که یک فرد مذهبی و خانوادهدوست بود) همخوانی دارد. برای خواندن جزئیات دقیق پزشکی و اینکه دقیقاً چه بر سر بدن او آمد، حتماً سری به مقاله جامع داستان واقعی غار ناتی پاتی بزنید که آنجا کامل توضیح دادهایم.
۳. لوکیشن فیلمبرداری

طبیعتاً امکان فیلمبرداری در خود غار وجود نداشت. چرا؟ چون همانطور که میدانید غار بعد از حادثه با بتن پلمپ شد و الان یک قبرستان ابدی است. تیم سازنده با وسواس عجیبی دکورهای داخلی را بر اساس نقشههای غارشناسی ساختند تا تنگی فضا را به بیننده منتقل کنند.
چرا این فیلم ترسناکتر از “اره” یا “جنگیر” است؟
فیلمهای ترسناک معمولاً با جن و روح یا قاتلان تبر به دست ما را میترسانند. اما نقد فیلم The Last Descent به ما یادآوری میکند که ترسناکترین دشمن انسان، “طبیعت” و “فیزیک” است. در این فیلم خبری از جامپاسکر (Jump Scare) نیست. ترس در این فیلم از جنس “خفگی” است. وقتی دوربین کلوزآپ صورت بازیگر را نشان میدهد که حتی نمیتواند قفسه سینهاش را برای نفس کشیدن باز کند، شما هم ناخودآگاه نفستان را حبس میکنید. این فیلم شاهکاری در ژانر بقاست که نشان میدهد یک تصمیم اشتباه در طبیعت، چطور میتواند راه برگشت را برای همیشه ببندد.
کلام آخر: ببینیم یا نبینیم؟
اگر به دنبال هیجان کاذب شبیه فیلم و سریال ترسناک هستید، این فیلم برای شما نیست. اما اگر میخواهید روایتی مستند، غمانگیز و به شدت انسانی از آخرین ساعات زندگی یک مرد خانوادهدوست را ببینید، این فیلم را از دست ندهید. فقط یادتان باشد، بعد از دیدن فیلم احتمالاً تا چند ساعت فضای اتاقتان برایتان تنگ به نظر میرسد!





دیدگاه کاربران
اولین دیدگاه را شما ثبت کنید.