
راز لیزی بوردن | قاتل تبر به دست یا قربانی توطئه؟ + معرفی فیلم
لیزی بوردن (Lizzie Borden) نامی است که بیش از یک قرن با ترس، معما و قافیههای کودکانه گره خورده است. اما «لیزی بوردن کیست و چه کرد؟»: لیزی بوردن زنی ۳۲ ساله از فال ریور ماساچوست بود که در سال ۱۸۹۲ به اتهام قتل وحشیانه پدر (اندرو بوردن) و نامادریاش (ابی بوردن) با ضربات متعدد تبر (یا تبرزین) محاکمه شد. با وجود مدارک و شواهد قوی علیه او، هیئت منصفه او را تبرئه کرد؛ حکمی که تا امروز بحثبرانگیز باقی مانده است. این پرونده به دلیل نبودِ قاتلِ دیگر و خشونت عجیب صحنه جرم، به یکی از مشهورترین پروندههای سرد تاریخ تبدیل شده است.
خانه وحشت در فال ریور: پیشزمینه یک فاجعه

برای درک اینکه چرا انگشت اتهام به سوی دختری از یک خانواده مذهبی و محترم نشانه رفت، ابتدا باید اتمسفر خفهکننده خانه بوردنها را بشناسیم. اندرو بوردن، پدر خانواده، مردی بود که با وجود ثروت بسیار زیاد (معادل میلیونها دلار امروز)، به خساست شهره بود. خانه آنها در خیابان “Second Street” فاقد لولهکشی مدرن و روشنایی گاز بود، در حالی که اندرو صاحب چندین بانک و ساختمان تجاری بود.
تنشهای خانوادگی و انگیزه احتمالی

لیزی و خواهر بزرگترش، اِما (Emma)، رابطه تیرهای با نامادری خود، ابی (Abby)، داشتند. این تنشها صرفاً اختلافات زنانه نبود؛ بلکه ریشه در مسائل مالی داشت. لیزی باور داشت که ابی و خانوادهاش تنها به دنبال ثروت پدرشان هستند. چند ماه قبل از قتل، اندرو خانهای را به یکی از خواهرزادههای ابی هدیه داد که باعث خشم شدید لیزی و اِما شد.
این تنش به حدی بود که لیزی دیگر ابی را “مادر” صدا نمیزد و او را “خانم بوردن” خطاب میکرد. در روزهای منتهی به قتل، کل خانواده (به جز اِما که در سفر بود) دچار مسمومیت غذایی شدیدی شدند. لیزی معتقد بود کسی قصد مسموم کردن آنها را دارد، اما پزشکان بعدها علت را غذای فاسد یا گرمای هوا تشخیص دادند.
کالبدشکافی روز واقعه: تایملاین دقیق پنجشنبه، ۴ اوت ۱۸۹۲
برای درک عمق فاجعه، باید عقربههای ساعت را به عقب برگردانیم. آن روز در «فال ریور» یک روز معمولی نبود؛ موج گرمای شدیدی شهر را فرا گرفته بود و دمای هوا به شدت بالا بود. داخل خانه شماره ۹۲ خیابان دوم، فضا از گرما و تنش مسموم بود. بیایید قدمبهقدم با وقایع آن صبح مرگبار همراه شویم.
ساعت ۷:۰۰ تا ۸:۰۰ صبح: صبحانهای با طعم تهوع
روز با فضایی سنگین آغاز شد. بریجت سالیوان (خدمتکار) با حالتی بیمارگونه بیدار شد (او هم مانند بقیه اعضا دچار استفراغ شده بود). با این حال، او آتش اجاق را روشن کرد تا صبحانه را آماده کند. منوی صبحانه شامل سوپ گوشت گوسفند سرد شده (Mutton Broth)، نان ذرت، قهوه و موز بود؛ بقایای غذای روزهای قبل که در گرمای تابستان بدون یخچال مانده بود. اندرو و ابی بوردن به همراه جان مورس (دایی لیزی) صبحانه خوردند. لیزی در این زمان پایین نیامد و در اتاقش ماند؛ نشانه دیگری از شکاف عمیق او با نامادریاش.
ساعت ۸:۴۵ تا ۹:۰۰ صبح: خروج مردان
جان مورس حدود ساعت ۸:۴۵ خانه را برای دیدن اقوامش ترک کرد. کمی بعد، اندرو بوردن نیز برای سرکشی به بانکها و املاکش از خانه خارج شد. حالا خانه تنها سه ساکن داشت: ۱. ابی بوردن: که مشغول گردگیری طبقه پایین بود. ۲. لیزی بوردن: که ادعا میکرد در طبقه پایین مشغول اتو کردن دستمالها بوده است. ۳. بریجت سالیوان: که با وجود بیماری، دستور داشت شیشههای پنجرههای بیرونی را تمیز کند.
ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰:۳۰ صبح: قتل اول (سکوت مرگبار)

این بازه زمانی، کلیدیترین بخش معماست. ابی بوردن برای مرتب کردن اتاق مهمان (جایی که جان مورس شب را آنجا خوابیده بود) به طبقه بالا رفت. این آخرین باری بود که زنده دیده شد.
طبق شواهد پزشکی قانونی، قاتل در اتاق مهمان منتظر او بود یا ناگهان وارد شد. ابی بوردن زمانی که روبروی قاتل ایستاده بود، اولین ضربه تبر را به کنار گوشش دریافت کرد. او چرخید و روی زمین افتاد. سپس قاتل روی کمر او نشست و ۱۸ ضربه دیگر به پشت سر او وارد کرد. نکته ترسناک: هیچ فریادی شنیده نشد. لیزی در طبقه پایین بود و بریجت بیرون خانه مشغول شستن پنجرهها. آیا صدای ضربات تبر به جمجمه شنیده نشد؟ یا کسی صدای موزیک یا خندهای مصنوعی ایجاد کرده بود؟
ساعت ۱۰:۴۰ صبح: بازگشت اندرو و مشکل قفل در
اندرو بوردن زودتر از معمول به خانه برگشت. او سعی کرد با کلیدش درِ ورودی را باز کند، اما در قفل بود (از داخل قفل شده بود). او در زد. بریجت که داخل خانه بود به سمت در دوید تا آن را باز کند، اما قفل گیر کرده بود. بریجت از شدت عصبانیت کلمهای رکیک به زبان آورد. در همین لحظه، بریجت صدای خندهی لیزی را از بالای پلهها شنید. این یک نکته حیاتی است: لیزی در زمان ورود پدرش بالای پلهها (نزدیک محل جسد ابی) ایستاده بود. اما جسد ابی طوری روی زمین افتاده بود که از پلهها دیده نمیشد، مگر اینکه کسی وارد اتاق میشد.
ساعت ۱۰:۴۵ تا ۱۱:۰۰ صبح: آخرین استراحت
اندرو وارد شد. او به اتاق نشیمن رفت. لیزی به او گفت که “خانم بوردن” (ابی) پیامی دریافت کرده و برای عیادت دوستی بیمار از خانه بیرون رفته است (دروغی که بعدها علیه لیزی استفاده شد، زیرا هیچ پیامی وجود نداشت). اندرو که خسته و گرمازده بود، کتش را درآورد، روی مبل دراز کشید و چشمانش را بست. بریجت نیز که حالش بد بود، به اتاقش در طبقه سوم رفت تا استراحت کند.
ساعت ۱۱:۱۰ صبح: قتل دوم و کشف جسد

خانه در سکوت کامل بود. لیزی (طبق ادعای خودش) به حیاط و انبار غله رفت و حدود ۲۰ دقیقه آنجا ماند. اما دادستان معتقد بود او در خانه مانده است. قاتل در حالی که اندرو خواب بود به سراغش رفت. نحوه قتل اندرو متفاوت بود؛ او فرصت دفاع نداشت. ۱۱ ضربه تبر مستقیماً به صورت و چشمهای او وارد شد. شدت ضربات به حدی بود که یکی از چشمهایش به دو نیم تقسیم شد و بینی او کاملاً از بین رفت. خون هنوز تازه و در حال چکه کردن بود.
دقایقی بعد، فریاد لیزی بلند شد:
«مگی! زود بیا پایین! پدر مرده! یک نفر آمده و او را کشته است!»
وقتی همسایهها و پزشک (دکتر بوون) رسیدند، با صحنهای عجیب روبرو شدند: لیزی وحشتزده نبود؛ او مات و مبهوت اما مرتب به نظر میرسید. موهایش شانهشده بود و حتی یک قطره خون روی لباسش دیده نمیشد.
تحلیل صحنه جرم (زوایای پنهان)
۱. فرضیه «برهنگی» قاتل: چطور ممکن است کسی با تبر به سر دو نفر ضربات متعدد بزند و فواره خون روی لباسش نریزد؟ یک نظریه مشهور که در فیلمها هم به آن پرداخته شده، این است که لیزی لباسهایش را درآورد، قتل را انجام داد، خود را شست و دوباره لباس پوشید. لگن آبی که در اتاق لیزی پیدا شد حاوی آب خونآلود نبود، اما او زمان کافی برای دور ریختن آب داشت.
۲. سلاح گمشده: پلیس تبرزینی را در زیرزمین پیدا کرد که دستهاش شکسته بود و سرِ آن با خاکستر پوشانده شده بود تا گرد و غبار جدید روی آن معلوم نباشد. دادستان معتقد بود لیزی دسته چوبیِ خونین را در اجاق سوزانده و سر فلزی را پنهان کرده است.
۳. دروغهای اولیه: لیزی به پلیس گفت که صدای نالهای نشنیده است، با اینکه فاصله اتاق نشیمن تا حیاط خلوت بسیار کم بود. همچنین داستان «پیغام برای ابی» هرگز ثابت نشد و هیچ فرستندهای پیدا نشد. این نشان میداد لیزی میخواسته حضور نداشتنِ ابی را توجیه کند تا پدرش سراغ همسرش را نگیرد.
تحلیل و بررسی تخصصی: چرا لیزی بوردن؟
در این بخش به بررسی شواهد و رفتارهایی میپردازیم که باعث شد لیزی مظنون اصلی باشد. این جزئیات در بسیاری از منابع عمومی نادیده گرفته میشوند.
تلاش برای خرید سم
یک روز قبل از قتل، لیزی به داروخانه رفته و درخواست خرید «اسید پروسیک» (سیانور) کرده بود. او مدعی بود برای تمیز کردن شنل پوست خزش به آن نیاز دارد، اما داروساز به دلیل نداشتن نسخه، از فروش آن خودداری کرد. این شهادت در دادگاه اصلی به دلایل فنی حقوقی (غیرمرتبط بودن با قتل با تبر) حذف شد، اما در ذهن عموم مردم تاثیر عمیقی گذاشت.
تناقض در بازجوییها (Inquest Testimony)
لیزی در جلسات اولیه بازجویی، پاسخهای بسیار ضد و نقیضی داد. یک بار میگفت در آشپزخانه بوده، بار دیگر میگفت در حیاط بوده. رفتار او خونسرد و گاهی متکبرانه توصیف شد. با این حال، قاضی دادگاه اصلی اجازه نداد این اعترافات اولیه به هیئت منصفه ارائه شود، زیرا لیزی در آن زمان وکیل نداشت و تحت تاثیر داروهای آرامبخش (مرفین که پزشک تجویز کرده بود) بوده است.
پاک بودن ظاهر لیزی
بزرگترین معما این بود: اگر لیزی پدرش را با تبر تکه تکه کرده، چرا هیچ خونی روی لباسش نبود؟ تنها چند دقیقه بین قتل اندرو و خبر کردن خدمتکار فاصله بود. نظریهای مطرح شد که لیزی ممکن است برهنه مرتکب قتل شده باشد یا یک پیشبند ضخیم پوشیده باشد، اما هیچ مدرکی برای اثبات آن وجود نداشت.
دادگاه قرن و حکم تبرئه

محاکمه لیزی بوردن در ژوئن ۱۸۹۳ آغاز شد و به یک سیرک رسانهای تمام عیار تبدیل گشت. این اولین بار بود که یک پرونده جنایی تا این حد توجه روزنامههای سراسر آمریکا را جلب میکرد.
وکیل مدافع لیزی، جورج رابینسون (فرماندار سابق ماساچوست)، استراتژی دفاعی خود را بر دو اصل بنا کرد:
- نبود مدرک مستقیم: هیچ کس لیزی را در حال ارتکاب جرم ندیده بود و هیچ لباس خونینی پیدا نشد.
- شخصیت و جنسیت: در آن زمان، باور عمومی (و باور هیئت منصفه تمام مرد) بر این بود که یک زن، آن هم از طبقهی مرفه و متدین (معلم مدرسه یکشنبه)، از نظر فیزیکی و روانی قادر به انجام چنین جنایت وحشیانهای نیست.
در نهایت، پس از تنها یک ساعت و نیم شور، هیئت منصفه حکم به «بیگناهی» لیزی داد. لیزی بوردن آزاد شد، اما جامعه هرگز او را نبخشید.
بازتاب در فرهنگ عامه و جستجوهای مدرن
امروزه، لیزی بوردن به بخشی از فرهنگ پاپ و داستانهای ترسناک تبدیل شده است. بسیاری از کاربران به دنبال «فیلم لیزی بوردن تبر به دست» یا «فیلم داستان لیزی» به دنبال بازنماییهای سینمایی این ماجرا هستند.
فیلمها و سریالهای زیادی ساخته شدهاند که هر کدام روایتی متفاوت دارند:
- برخی فیلمها لیزی را یک بیمار روانی نشان میدهند.
- برخی دیگر (مانند فیلم ۲۰۱۸ Lizzie با بازی کریستن استوارت) رابطهای عاطفی بین لیزی و خدمتکار (بریجت) را به تصویر میکشند و قتل را نتیجهی همکاری آن دو میدانند.
- جستجو برای «پرونده لیزی بوردن عکس» معمولاً کاربران را به تصاویر واقعی صحنه جرم (Crime Scene Photos) میرساند که برای آن زمان بسیار تکاندهنده بود. این عکسها جسد اندرو بوردن روی مبل و ابی بوردن در کنار تخت را نشان میدهند و از اولین نمونههای عکاسی صحنه جرم در تاریخ آمریکا هستند.
فیلمشناسی لیزی بوردن: جنایت روی پرده نقرهای

داستان لیزی بوردن به قدری دراماتیک و پر از ابهام است که کارگردانان زیادی در طول تاریخ سعی کردهاند روایت خود را از آن روز خونین به تصویر بکشند. اگر میخواهید این ماجرا را تماشا کنید، در اینجا لیست مهمترین و مشهورترین فیلمهای ساخته شده بر اساس این پرونده را برای شما آماده کردهایم.
| نام فیلم (سال ساخت) | امتیاز | بازیگران اصلی | خلاصه داستان و زاویه دید |
|---|---|---|---|
| Lizzie (۲۰۱۸) |
۵.۹/۱۰ | کریستن استوارت کلویی سونی |
روایت روانشناختی: تمرکز بر رابطه پنهانی لیزی و خدمتکار. ادعا میشود قتلها نتیجه نقشهی مشترک آنها بوده است. |
| Lizzie Borden Took an Ax (۲۰۱۴) |
۵.۳/۱۰ | کریستینا ریچی کلیا دووال |
روایت پاپ و هیجانی: فیلمی مدرن با موسیقی راک! کریستینا ریچی لیزی را دختری جامعهگریز و مرموز نشان میدهد. |
| The Legend of Lizzie Borden (۱۹۷۵) |
۷.۲/۱۰ | الیزابت مونتگومری | بهترین اقتباس کلاسیک: دقیقترین فیلم از نظر تاریخی. معروف به سکانس «برهنه شدن برای قتل» جهت جلوگیری از خونی شدن لباس. |
| The Lizzie Borden Chronicles (۲۰۱۵) |
۶.۸/۱۰ | کریستینا ریچی | مینیسریال (تخیلی): داستانی خیالی از زندگی لیزی *بعد از تبرئه شدن* که تبدیل به یک قاتل سریالی میشود. |
| Alfred Hitchcock Presents (۱۹۵۶) |
۷.۵/۱۰ | کارمن ماتیوس | روایت هیچکاک: یک اپیزود کلاسیک با سبک تعلیق هیچکاکی و پایانبندی غافلگیرکننده. |
💡 پیشنهاد «رازگشا» برای تماشا:
- اگر به دنبال واقعیت تاریخی هستید: فیلم قدیمی The Legend of Lizzie Borden (1975) را تماشا کنید. با وجود قدیمی بودن، هنوز هم وفادارترین اثر به پرونده اصلی است.
- اگر به دنبال درام و هیجان امروزی هستید: فیلم Lizzie (2018) با بازی کریستن استوارت، تصویری متفاوت، فمینیستی و تیره از این ماجرا ارائه میدهد که تماشای آن خالی از لطف نیست.
نکات تکمیلی و فرضیههای جایگزین
اگر لیزی این کار را نکرده بود، چه کسی میتوانست قاتل باشد؟ بیایید نگاهی به مظنونین دیگر بیندازیم که وکلای مدافع سعی کردند پای آنها را به میان بکشند:
۱. پسر نامشروع اندرو بوردن؟
شایعاتی وجود داشت که اندرو پسری نامشروع داشته که برای انتقام یا پول آمده است. ویلیام بوردن، مردی که ادعا میشد پسر اوست، مظنون بود اما هیچ مدرک محکمی علیه او یافت نشد.
۲. بریجت سالیوان (خدمتکار)
برخی نظریهپردازان معتقدند بریجت به دلیل بدرفتاریهای خانواده و خستگی مفرط در آن روز گرم، دست به جنایت زده و لیزی برای حفظ آبروی خانواده یا حقالسکوت، قتل را گردن نگرفته است (یا با او همکاری کرده). اما بریجت پس از دادگاه به ایرلند بازگشت و تا پایان عمر اعترافی نکرد.
۳. جان مورس (دایی لیزی)
او شب قبل در خانه بود و صبح زود خارج شد. برخی معتقدند او با همدستی لیزی قتل را برنامهریزی کرده تا ارث خواهرش (مادر واقعی لیزی) تضمین شود. اما او «الیبای» (Alibi) یا مدرک عدم حضور در صحنه جرمِ بسیار محکمی داشت.
زندگی پس از طوفان: لیزبث و میپلکرافت
لیزی پس از تبرئه، نام خود را به «لیزبث» تغییر داد. او و خواهرش اِما، با ارثیهی کلانی که به دست آوردند، خانهای مجلل در محله اعیاننشین فال ریور خریدند و نام آن را «میپلکرافت» (Maplecroft) گذاشتند. اما مردم شهر او را طرد کردند. در کلیسا کسی کنارش نمینشست و کودکان با دیدن او فرار میکردند یا شعر معروف را میخواندند:
Lizzie Borden took an axe, Gave her mother forty whacks; When she saw what she had done, Gave her father forty-one.
(ترجمه: لیزی بوردن تبر رو برداشت / چهل ضربه به مادرش زد / وقتی دید چیکار کرده / چهل و یک ضربه به پدرش زد).
البته این شعر اغراقآمیز است (تعداد ضربات کمتر بود)، اما نشاندهنده قضاوت عمومی است. در سال ۱۹۰۵، اِما پس از یک دعوای شدید، لیزی را ترک کرد و آنها دیگر هرگز یکدیگر را ندیدند. لیزی بوردن در سال ۱۹۲۷ در تنهایی و انزوا بر اثر ذاتالریه درگذشت و راز آن روز پنجشنبه را با خود به گور برد.
جمعبندی نهایی
پرونده لیزی بوردن نمونهای کلاسیک از تقابل «قانون» و «افکار عمومی» است. از نظر حقوقی، او بیگناه شناخته شد؛ زیرا مدارک کافی برای اثبات جرم «فراتر از شک معقول» وجود نداشت. اما از نظر تاریخی و روانشناختی، تمام شواهد رفتاری، انگیزه مالی و نفرت شخصی، به او اشاره دارند. شاید هرگز نفهمیم که آیا آن دختر جوان واقعاً تبر را بالا برد یا قربانی شرایط و توطئهای پیچیدهتر شد. اما آنچه مسلم است، لیزی بوردن برای همیشه نماد وجه تاریک و پنهان طبیعت انسان باقی خواهد ماند.
نظر شما چیست؟ آیا فکر میکنید لیزی بوردن واقعاً قاتل بود یا سیستم قضایی مردسالار آن زمان توانست حقیقت را پنهان کند؟ یا شاید مظنون دیگری وجود داشته که تاریخ او را فراموش کرده است؟ تحلیلها و حدسهای خود را در بخش نظرات با ما و دیگر خوانندگان رازگشا در میان بگذارید. اگر به پروندههای جنایی مرموز علاقه دارید، حتماً صفحه پرونده های واقعی ما را دنبال کنید.





دیدگاه کاربران
اولین دیدگاه را شما ثبت کنید.