زندگینامه کامل جفری دامر | روانشناسی از کودکی تا هیولای میلواکی

زندگینامه کامل جفری دامر | روانشناسی از کودکی تا هیولای میلواکی

۰۴ آذر ۱۴۰۴ 5.9K بازدید

جفری دامر (Jeffry Dahmer)؛ نامی که حتی حالا بعد از گذشت سالیان هم مترادف با خالص‌ترین شکل شرارت است. او فقط ۱۷ مرد و پسر را نکشت؛ او با اجساد آن‌ها زندگی کرد، آن‌ها را خورد و سعی کرد از آن‌ها “زامبی‌های فرمانبردار” بسازد. در این مقاله ما از زیر پوست شهر میلواکی عبور می‌کنیم. از کودکی آرام جفری و علاقه عجیبش به استخوان‌های حیوانات شروع می‌کنیم، به شب‌های هولناک آپارتمان شماره ۲۱۳ می‌رسیم و در نهایت، تأثیر فرهنگی سریال‌های نتفلیکس و مستندهای ساخته شده درباره او را بررسی می‌کنیم. این کامل‌ترین پرونده‌ای است که به زبان فارسی خواهید خواند.

شاید فکر کنید با گذشت بیش از سه دهه از مرگ جفری دامر، پرونده او باید خاک خورده باشد. اما موفقیت خیره‌کننده سریال نتفلیکس در چند سال پیش و بحث‌های بی‌پایان روانشناختی، نشان می‌دهد که جامعه هنوز نتوانسته “هیولای میلواکی” را هضم کند. امروز می‌خواهیم یک بار برای همیشه، پرونده را کامل باز کنیم. این یک بیوگرافی خشک نیست؛ این سفری به تاریک‌ترین اعماق ذهن انسان است. می‌خواهیم ببینیم چطور یک پسر موبور و خجالتی، به جفری دامر هیولای میلواکی که امروز می‌شناسیم، تبدیل شد.

بذرهای شرارت (کودکی و نوجوانی جفری دامر)

کودکی جفری دامر

جفری لایونل دامر در ۲۱ می ۱۹۶۰ در میلواکی، ویسکانسین به دنیا آمد. پدرش لیونل، شیمی‌دان بود و مادرش جویس، زنی که تمام عمر با مشکلات روانی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

نقطه عطف: عمل جراحی و تغییر رفتار

برخلاف تصور رایج، جفری دامر تا قبل از ۴ سالگی کودکی شاد و پرانرژی بود. اما در سال ۱۹۶۴، یک عمل جراحی فتق دوگانه همه چیز را تغییر داد. والدینش بعدها گفتند که جفری بعد از عمل “تغییر کرد”. او منزوی، ساکت و به شدت خجالتی شد. آیا این تروما جرقه‌ای بود؟

علاقه عجیب به “درون” موجودات

لیونل دامر ناخواسته یکی از اولین جرقه‌های تاریک را در ذهن پسرش روشن کرد. او که شیمی‌دان بود، گاهی استخوان‌های حیوانات را زیر ساختمان خانه تمیز می‌کرد. جفری کوچک مسحور این کار شد. این علاقه به سرعت منحرف شد. جفری شروع کرد به جمع‌آوری لاشه حیوانات کشته شده در جاده (Roadkill). او آن‌ها را به جنگل پشت خانه می‌برد، پوست می‌کند و استخوان‌هایشان را در اسید حل می‌کرد یا نگه می‌داشت. برای یک نوجوان، این یک سرگرمی نبود؛ این تمرینی برای “کنترل مطلق” بر یک موجود زنده بود.

در دبیرستان، جفری دامر یک مطرود کامل بود. دعواهای مداوم و شدید پدر و مادرش، خانه را به جهنم تبدیل کرده بود. جفری برای فرار از واقعیت، به الکل پناه برد. او از صبح زود در مدرسه مست بود و با انجام کارهای عجیب و غریب (تقلید صدای افراد دارای معلولیت) سعی می‌کرد توجه جلب کند؛ رفتاری که همکلاسی‌هایش به آن “دامر بازی” (Dahmer A Dooin) می‌گفتند.

اولین خون (استیون هیکس – ۱۹۷۸)

استیون هیکس
اولین مقتول جفری دامر استیون هیکس

تابستان ۱۹۷۸ بود. جفری دامر تازه فارغ‌التحصیل شده بود و والدینش در حال طلاق بودند. او تنها در خانه بزرگشان در اوهایو رها شده بود. یک روز، او جوانی ۱۸ ساله به نام “استیون هیکس” را که کنار جاده منتظر ماشین بود (Hitchhiker)، سوار کرد. جفری او را به خانه برد، با هم آبجو خوردند و موسیقی گوش دادند. اما وقتی استیون خواست برود، دنیای جفری تیره شد. او نمی‌توانست تحمل کند که کسی او را ترک کند. او با یک دمبل به سر استیون کوبید و او را خفه کرد.

خانه جفری دامر در اوهایو

روانشناسی جنایت اول: جفری دامر بعدها گفت که قصد کشتن نداشت، فقط نمی‌خواست استیون برود. این کلید درک دامر است: قتل برای او هدف نبود، بلکه وسیله‌ای بود برای رسیدن به “مالکیت ابدی” یک فرد. او جسد را در زیرزمین مثله کرد، گوشت‌ها را حل کرد و استخوان‌ها را با پتک خرد کرد و در جنگل پخش کرد. الگوی جنایت شکل گرفته بود.

سال‌های گمشده (ارتش و سرگردانی)

بعد از قتل اول، جفری دامر سعی کرد زندگی عادی داشته باشد اما شکست خورد.

  • دانشگاه: او فقط سه ماه در دانشگاه اوهایو دوام آورد و به دلیل اعتیاد شدید به الکل اخراج شد.
  • ارتش: پدرش او را مجبور کرد به ارتش بپیوندد. نکته ترسناک اینجاست: او در ارتش به عنوان “بهیار” آموزش دید! این یعنی او دانش آناتومی بدن انسان را به صورت حرفه‌ای یاد گرفت. او در نهایت به دلیل الکلی بودن از ارتش هم اخراج شد.

او سال‌ها در شهرهای مختلف سرگردان بود، در حمام‌های عمومی مردانه پرسه می‌زد و چندین بار به جرم‌های جنسی کوچک دستگیر شد، اما هیچکس متوجه هیولای درون او نشد.

کشتارگاه میلواکی (آپارتمان شماره ۲۱۳)

در سال ۱۹۹۰، جفری به آپارتمان شماره ۲۱۳ در مجتمع آکسفورد در میلواکی نقل مکان کرد. اینجا جایی بود که کابوس واقعی آغاز شد. اکثر ۱۷ قتل او در این مکان رخ داد.

رویای ساخت “زیارتگاه اسکلت‌ها” (The Shrine)

یکی از جزئیاتی که معمولاً در مستندها سانسور می‌شود یا گذرا از آن رد می‌شوند، نقشه نهایی دامر بود. وقتی پلیس آپارتمان او را گشت، با طراحی‌هایی روبرو شد که مو را به تن سیخ می‌کرد. دامر فقط قاتل نبود؛ او خودش را یک “هنرمند مرگ” می‌دید. او قصد داشت در کمد دیواری بزرگ خانه‌اش، یک “زیارتگاه” (Shrine) بسازد.

نقشه چه بود؟ او می‌خواست ۱۰ اسکلت کامل از قربانیانش را تمیز کند، با رنگ‌های مخصوص لاک بزند و آن‌ها را در دو ردیف منظم کنار هم بچیند. در وسط این اسکلت‌ها، میزی قرار می‌گرفت که جمجمه‌های رنگ‌آمیزی شده و مجسمه‌هایی که خودش ساخته بود روی آن بود. او می‌خواست هر روز جلوی این زیارتگاه بنشیند و احساس قدرت مطلق کند. او معتقد بود این زیارتگاه منبع انرژی روحانی برای او خواهد بود. خوشبختانه دستگیری او در ژوئیه ۱۹۹۱ مانع از تکمیل این پروژه شد، هرچند مواد لازم (اسید، رنگ و استخوان) همه آماده بودند.

روش شکار (Modus Operandi)

جفری دامر قربانیانش را (که عمدتاً مردان سیاه‌پوست، آسیایی یا لاتین‌تبار همجنس‌گرا بودند) در بارها یا مکان‌های عمومی پیدا می‌کرد. او با وعده پول در ازای عکاسی مدلینگ یا فقط نوشیدن الکل، آن‌ها را به آپارتمانش می‌کشاند. در آنجا، او نوشیدنی آن‌ها را با قرص‌های خواب‌آور قوی (Halcion) مسموم می‌کرد. وقتی قربانی بیهوش می‌شد، جفری او را خفه می‌کرد.

وحشت‌های درون آپارتمان

عکس داخل آپارتمان جفری دامر

آنچه بعد از مرگ رخ می‌داد، روانشناسی و زندگی کامل جفری دامر را از سایر قاتلان جدا می‌کند:

  1. نکروفیلیا (مرده‌خواهی): جفری با اجساد رابطه جنسی برقرار می‌کرد. برای او، یک جسد بی‌جان، شریکی بود که هرگز او را ترک نمی‌کرد و مطیع مطلق بود.
  2. آدم‌خواری (Cannibalism): او بخش‌هایی از بدن قربانیان (عضلات دو سر، قلب و…) را در یخچال نگه می‌داشت و می‌خورد. او معتقد بود با خوردن آن‌ها، بخشی از وجودشان در او زنده می‌ماند.
  3. کلکسیون مرگ: او سرها و اندام‌های جنسی قربانیان را در فرمالدهید یا فریزر نگه می‌داشت و گاهی آن‌ها را رنگ‌آمیزی می‌کرد تا “زیارتگاهی” برای خودش بسازد.

آزمایش‌های زامبی‌سازی

عکس داخل آپارتمان جفری دامر

ترسناک‌ترین بخش ماجرا شاید این باشد: جفری نمی‌خواست همه را بکشد. او می‌خواست “عاشقانی زنده اما بدون اراده” داشته باشد. او با دریل سوراخی در جمجمه قربانیان نیمه‌بیهوش ایجاد می‌کرد و اسید یا آب جوش به داخل مغز تزریق می‌کرد. هدفش لوبوتومی شیمیایی و ساختن یک “زامبی” مطیع بود. همه قربانیان این آزمایش در درد و رنج مردند.

قربانیان جفری دامر و شکست پلیس

کونراک سینتاسومفون
کونراک سینتاسومفون مقتول 14 ساله جفری دامر

ما نمی‌توانیم از دامر بگوییم و از قربانیانش یاد نکنیم. آنتونی سیرز، ارول لیندزی، تونی هیوز (که ناشنوا بود) و بسیاری دیگر. بزرگترین لکه ننگ بر پیشانی پلیس میلواکی، ماجرای “کونراک سینتاسومفون” است. این پسر ۱۴ ساله لائوسی توانسته بود نیمه‌برهنه و گیج از آپارتمان دامر فرار کند. دو زن سیاه‌پوست به پلیس زنگ زدند. پلیس‌ها آمدند، اما توضیحات جفری دامر (یک مرد سفیدپوست آرام) را باور کردند که گفت “این فقط یک دعوای عاشقانه با دوست‌پسرم است”. پلیس‌ها پسر ۱۴ ساله را دوباره به دستان قصاب برگرداندند. جفری همان شب او را کشت. این حادثه نمادی از نژادپرستی و همجنس‌گراستیزی سیستماتیک پلیس در آن زمان بود.

لیست کامل قربانیان جفری دامر (جدول حقایق تلخ)

ما نمی‌توانیم داستان جفری دامر را بدون نام بردن از کسانی که جانشان را گرفت، تمام کنیم. آن‌ها عدد نبودند؛ آن‌ها پدر، برادر و فرزند بودند. این لیست کامل ۱۷ قربانی تایید شده جفری دامر است که بین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۱ کشته شدند:

ردیفنام قربانیسنتاریخ قتلنحوه قتل و سرنوشت جسد
۱استیون هیکس۱۸۱۸ ژوئن ۱۹۷۸خفگی با هالتر، مثله شده و استخوان‌ها پودر شدند. (اولین قتل)
۲استیون تومی۲۴۲۰ نوامبر ۱۹۸۷قتل در هتل امباسادور. جفری دامر ادعا کرد یادش نیست چطور او را کشته. جسد در زباله‌ها رها شد.
۳جیمز داکستاتور۱۴۱۶ ژانویه ۱۹۸۸خفگی. جسد مثله و اسکلت نگه داشته شد.
۴ریچارد گوئررو۲۵۲۴ مارس ۱۹۸۸خفگی. اولین قربانی که دامر سعی کرد جمجمه‌اش را نگه دارد.
۵آنتونی سیرز۲۶۲۵ مارس ۱۹۸۹خفگی. سر و اندام جنسی او توسط دامر نگهداری شد.
۶ریموند اسمیت (ریکی)۳۳۲۰ مه ۱۹۹۰خفگی. اولین قتل در آپارتمان معروف شماره ۲۱۳.
۷ادوارد دبلیو. اسمیت۲۸ژوئن ۱۹۹۰خفگی. جسد کامل در اسید حل شد.
۸ارنست میلر۲۲۲ سپتامبر ۱۹۹۰گلویش بریده شد. اسکلت او رنگ‌آمیزی و نگهداری شد.
۹دیوید سی. توماس۲۳۲۴ سپتامبر ۱۹۹۰خفگی. بدنش تکه‌تکه شد و از استخوان‌هایش عکس‌برداری شد.
۱۰کورتیس استراوتر۱۷۱۸ فوریه ۱۹۹۱خفگی. جمجمه‌اش نگه داشته شد.
۱۱ارول لیندزی۱۹۷ آوریل ۱۹۹۱اولین آزمایش زامبی‌سازی. جمجمه سوراخ و اسید تزریق شد. پوستش کنده شد.
۱۲آنتونی هیوز۳۱۲۴ مه ۱۹۹۱ناشنوا بود. خفگی. جمجمه‌اش در آپارتمان پیدا شد.
۱۳کونراک سینتاسومفون۱۴۲۷ مه ۱۹۹۱همان پسری که پلیس او را به دامر پس داد. تزریق اسید به مغز و خفگی.
۱۴مت ترنر۲۰۳۰ ژوئن ۱۹۹۱خفگی. سرش در یخچال پیدا شد.
۱۵جرمایا وینبرگر۲۳۵ ژوئیه ۱۹۹۱تزریق آب جوش به مغز (زامبی‌سازی). دو روز در کما بود تا مرد.
۱۶الیور لیسی۲۳۱۲ ژوئیه ۱۹۹۱خفگی. قلبش در فریزر پیدا شد تا خورده شود.
۱۷جوزف برادهفت۲۵۱۹ ژوئیه ۱۹۹۱آخرین قربانی. پدر سه فرزند بود. سرش در یخچال بود.

سقوط و دستگیری (ژوئیه ۱۹۹۱)

جفری دامر بعد از دستگیری در دادگاه

پایان کار جفری دامر توسط آخرین قربانی بالقوه‌اش رقم خورد: تریسی ادواردز. تریسی که به آپارتمان رفته بود، متوجه بوی وحشتناک و رفتار عجیب جفری شد. وقتی جفری به او دستبند زد و چاقو کشید، تریسی با او درگیر شد، او را هل داد و از آپارتمان فرار کرد. او دو افسر پلیس را در خیابان دید و آن‌ها را به آپارتمان ۲۱۳ برد.

افسران ابتدا فقط می‌خواستند کلید دستبند را پیدا کنند. اما یکی از آن‌ها کشوی پاتختی را باز کرد و با عکس‌های پولاروید از اجساد مثله شده روبرو شد. بازرسی آپارتمان جهنم را آشکار کرد: سرهایی در یخچال، نیم‌تنه‌ای در بشکه اسید، و اندام‌هایی در فریزر. جفری دامر بدون مقاومت دستگیر شد و تنها جمله‌اش این بود: “برای کاری که کردم باید بمیرم.”

پدیده عجیب “هیبریستوفیلیا” (عشق به قاتل)

نمونه ای از هیبریستوفیلیا به جفری دامر

شاید تهوع‌آور باشد، اما یکی از حقایق ترسناک پرونده جاوید اقبال و جفری دامر مشترک است: جذابیت برای برخی زنان! به محض اینکه دامر به زندان رفت، سیل نامه‌های عاشقانه شروع شد. زنانی از سراسر آمریکا برای او پول، عکس‌های برهنه و نامه‌های عاشقانه می‌فرستادند. به این اختلال روانی “هیبریستوفیلیا” (Hybristophilia) یا “سندروم بانی و کلاید” می‌گویند. دامر در زندان از این توجه لذت می‌برد. او با پول‌هایی که طرفدارانش می‌فرستادند، سیگار می‌خرید و حتی با شوخ‌طبعی بیمارگونه‌اش با آن‌ها بازی می‌کرد. در سال ۲۰۲۲ و بعد از پخش سریال نتفلیکس، دوباره شاهد موجی از این ویدیوها در تیک‌تاک بودیم که نوجوانان برای دامر “ادیت‌های عاشقانه” می‌زدند؛ موضوعی که نشان می‌دهد جامعه ما چقدر حافظه کوتاهی دارد.

محاکمه و مرگ در زندان

کریستوفر اسکارور و جفری دامر

صبح روز ۲۸ نوامبر ۱۹۹۴، جفری دامر برای تمیز کردن سرویس‌های بهداشتی سالن بدنسازی زندان “کلمبیا” فرستاده شد. او تنها نبود. دو زندانی دیگر هم بودند: “جسی اندرسون” (که زنش را کشته بود و تقصیر دو مرد سیاه‌پوست انداخته بود) و “کریستوفر اسکارور”.

اسکارور، مردی قوی‌هیکل و مبتلا به اسکیزوفرنی بود که معتقد بود پسر خداست. او از دامر متنفر بود، چون دامر در زندان هم دست از بازی برنمیداشت؛ او غذایش را به شکل اعضای بدن درمی‌آورد و با سس کچاپ (به عنوان خون) زندانیان دیگر را می‌ترساند.

وقتی نگهبانان برای چند دقیقه آن سه نفر را تنها گذاشتند، اسکارور یک میله آهنی ۵۰ سانتی‌متری را که از یکی از دستگاه‌های بدنسازی کنده بود، برداشت. او اول سراغ دامر رفت. یک تکه روزنامه که خبر جنایات دامر را داشت از جیبش درآورد و به او نشان داد و پرسید: “آیا واقعاً این کارها را کردی؟” دامر که وحشت کرده بود، سعی کرد فرار کند. اما اسکارور با دو ضربه سهمگین به جمجمه دامر، او را نقش زمین کرد. دامر در راه بیمارستان جان داد. مغز او نابود شده بود؛ درست مثل بلایی که سر قربانیانش می‌آورد. اسکارور بعدها گفت: “او تسلیم نشد، اما خدا به من گفته بود که کارش را تمام کنم.”

نبرد حقوقی؛ دیوانه یا شیطان؟

در سال ۲۰۲۵، هنوز هم دانشجویان حقوق پرونده دامر را مطالعه می‌کنند. سوال اصلی دادگاه این بود: تفاوت بین “بیماری روانی” (Mental Illness) و “جنون حقوقی” (Legal Insanity) چیست؟

وکلای دامر سعی کردند ثابت کنند او به دلیل “نکروفیلیا” (گرایش جنسی به اجساد) اختیار رفتارش را نداشته است. آن‌ها فایل‌های صوتی را پخش کردند که دامر با صدایی یکنواخت از خوردن گوشت انسان تعریف می‌کرد تا هیئت منصفه را متقاعد کنند هیچ انسان سالمی این کار را نمی‌کند.

اما دکتر “پارک دیتز” (Park Dietz)، روانپزشک مشهور دادستانی، ورق را برگرداند. او ثابت کرد که دامر کاملاً هوشیار بوده چون:

  1. پنهان‌کاری: او برای مخفی کردن بوی اجساد، دوش هواکش نصب کرده بود.
  2. انتخاب قربانی: او قربانیانی را انتخاب می‌کرد که کمتر کسی دنبالشان بگردد.
  3. فریب پلیس: در ماجرای کونراک، او با خونسردی پلیس را گول زد. دکتر دیتز گفت: “او بیمار است، بله. اما او انتخاب کرد که تسلیم بیماری‌اش شود.” این جمله باعث شد دامر به جای تیمارستان، راهی زندان شود.

دامر در رسانه (مستندها و سریال‌ها)

صحنه ای از سریال جفری دامر

چرا ما هنوز مجذوب دامر هستیم؟ این سوالی است که هنوز هم مطرح است.

  • سریال “Dahmer – Monster: The Jeffrey Dahmer Story” (2022): این سریال نتفلیکس با بازی درخشان “ایوان پیترز”، توفانی به پا کرد. سریال به شدت خوش‌ساخت بود و سعی کرد تمرکز را روی قربانیان و بی‌کفایتی پلیس بگذارد. اما خانواده‌های قربانیان به شدت اعتراض کردند که این سریال باعث “ترومای مجدد” آن‌ها شده و نتفلیکس از درد آن‌ها پول درمی‌آورد.
  • مستند “Conversations with a Killer: The Jeffrey Dahmer Tapes”: این مستند شامل نوارهای واقعی مصاحبه‌های جفری با وکیلش است که خونسردی ترسناک او را در توضیح جنایاتش نشان می‌دهد.
  • فیلم “My Friend Dahmer” (2017): این فیلم بر اساس رمان گرافیکی همکلاسی سابق جفری دامر ساخته شده و به سال‌های دبیرستان و قبل از قتل‌هایش می‌پردازد؛ تصویری غم‌انگیز از یک نوجوان که در حال سقوط به تاریکی است.

معمای حل‌نشدنی شر

عکسی از بازیگر جفری دامر در سریال

بررسی روانشناسی و زندگی کامل جفری دامر به ما نشان می‌دهد که او محصول ترکیبی مرگبار از ژنتیک، محیط خانوادگی متشنج، انزوای اجتماعی و شکست‌های پی‌درپی بود. او نه یک نابغه جنایی بود (آنطور که برخی فیلم‌ها نشان می‌دهند) و نه یک قربانی صرف. او مردی بود که اجازه داد تاریک‌ترین امیالش کنترلش را به دست بگیرند و برای پر کردن خلاء تنهایی‌اش، جان ۱۷ انسان بی‌گناه را گرفت.

داستان جفری دامر یک هشدار ابدی است: اینکه چقدر راحت می‌توان نشانه‌های خطر را نادیده گرفت و چطور سیستم می‌تواند در حفاظت از آسیب‌پذیرترین افراد جامعه شکست بخورد.

وقتی به به این پرونده نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که جفری دامر فقط یک قاتل نبود؛ او آیینه‌ای بود که ضعف‌های پلیس، نژادپرستی جامعه و البته جذابیت تاریک شرارت را به ما نشان داد. لیست قربانیان بالا را دوباره بخوانید. ۱۷ زندگی که هر کدام می‌توانستند دنیایی را تغییر دهند، اما حالا فقط نامی در جدول جنایات یک مرد بیمار هستند.

این یکی از طولانی‌ترین و تاریک‌ترین سفرهای ما بود. حالا نوبت توست. به نظرت، آیا سریال‌هایی مثل ساخته نتفلیکس، به درک ما از این جنایات کمک می‌کنند یا فقط باعث زنده شدن درد خانواده قربانیان و ستاره‌سازی از قاتلان می‌شوند؟ نظرت رو برامون کامنت کن.

راز بعدی را کشف کن

دیدگاه کاربران

لغو پاسخ

اولین دیدگاه را شما ثبت کنید.